ترجمه
حذف

disorder

بی نظمی

noun

اسم

UK : dɪˈsɔː.dər

US : -ˈsɔːr.dɚ

google image of disorder

disorder image / تصویر
disorder image / تصویر
disorder image / تصویر
disorder image / تصویر
disorder image / تصویر

Description of disorder

SENTENCE of disorder

  • opposite of

  • order

  • سفارش

  • orderliness

  • نظم و ترتیب

  • arrangement

  • ترتیب

  • conformity

  • مطابقت

  • method

  • روش

  • organisationUK

  • سازمان انگلستان

  • organizationUS

  • سازمان ایالات متحده

  • rule

  • قانون

  • system

  • سیستم

  • tidiness

  • آراستگی

  • uniformity

  • یکنواختی

  • neatness

  • آراستگی

  • regulation

  • مقررات

  • symmetry

  • تقارن

  • structure

  • ساختار

  • synonyms of

  • mess

  • بهم ریختگی

  • chaos

  • آشوب

  • muddle

  • درهم ریختن

  • disarray

  • بی نظمی

  • jumble

  • بهم ریختن

  • disorganisationUK

  • سازماندهی بریتانیا

  • disorganizationUS

  • بی سازمانی ایالات متحده

  • disorderliness

  • بی نظمی

  • havoc

  • ویرانی

  • confusion

  • گیجی

  • shambles

  • خراب می شود

  • disorderedness

  • بی نظمی

  • disarrangement

  • به هم ریختگی

  • dishevelment

  • ژولیده شدن

  • messiness

  • آشفتگی

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی