ترجمه
حذف

division

تقسیم

noun

اسم

UK : dɪˈvɪʒ.ən

US : dɪˈvɪʒ.ən

google image of division

division image / تصویر
division image / تصویر
division image / تصویر
division image / تصویر
division image / تصویر

Description of division

SENTENCE of division

  • opposite of

  • fusion

  • ذوب

  • unification

  • اتحاد

  • attachment

  • پیوست

  • connection

  • ارتباط

  • connecting

  • برقراری ارتباط

  • joining

  • پیوستن

  • merging

  • ادغام

  • union

  • اتحاد. اتصال

  • interlocking

  • در هم تنیده

  • linking

  • ربط دادن

  • merger

  • ادغام

  • combining

  • ترکیب کردن

  • coupling

  • جفت

  • linkage

  • پیوند

  • consolidation

  • تثبیت

  • synonyms of

  • separation

  • جدایش، جدایی

  • dividing

  • تقسيم كردن

  • partition

  • تقسیم بندی

  • segregation

  • جداسازی

  • bisection

  • دو بخش

  • partitioning

  • پارتیشن بندی

  • split

  • شکاف

  • bifurcation

  • دوشاخه شدن

  • dissection

  • تشریح

  • segmentation

  • تقسیم بندی

  • splitting

  • تقسیم کردن

  • carving

  • کنده کاری

  • cleavage

  • رخ

  • cleaving

  • شکاف دادن

  • detaching

  • جدا کردن

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی