documenting
base info - اطلاعات اولیه
documenting - مستندسازی
N/A - N/A
ˈdɑː.kjə.ment
UK :
ˈdɒk.jə.ment
US :
family - خانواده
google image
synonyms
-
مترادف
detailing
جزئیات
chronicling
وقایع نگاری
logging
چوب بری
ضبط کردن
registering
ثبت نام
reporting
گزارش نویسی
archiving
بایگانی کردن
cataloguingUK
فهرست نویسی انگلستان
filing
تشکیل پرونده
noting
یادداشت برداری
citing
استناد کردن
describing
توصیف می کند
charting
ترسیم نمودار
diarizing
روزنگاری
instancing
نمونه گیری
particularisingUK
خاص کردن انگلستان
particularizingUS
خاص ایالات متحده
tabulating
جدول بندی
catalogingUS
فهرست نویسی ایالات متحده
نوشتن
taking down
پایین آوردن
ثبت کردن
نوشتن درباره
تنظیم کردن
ثبت رکورد
تنظیم به صورت کتبی
متعهد شدن به کاغذ
قرار گرفتن در سیاه و سفید
enrolling
ورود
entering
antonyms
-
متضاد
hiding
قایم شدن
