documenting

base info - اطلاعات اولیه

documenting - مستندسازی

N/A - N/A

ˈdɑː.kjə.ment

UK :

ˈdɒk.jə.ment

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [documenting] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • His interest in cars has been well-documented (= recorded and written about) by the media.


    علاقه او به اتومبیل توسط رسانه ها به خوبی مستند شده است (= ضبط و نوشته شده است).

synonyms - مترادف
  • detailing


    جزئیات

  • chronicling


    وقایع نگاری

  • logging


    چوب بری


  • ضبط کردن

  • registering


    ثبت نام

  • reporting


    گزارش نویسی

  • archiving


    بایگانی کردن

  • cataloguingUK


    فهرست نویسی انگلستان

  • filing


    تشکیل پرونده

  • noting


    یادداشت برداری

  • citing


    استناد کردن

  • describing


    توصیف می کند

  • charting


    ترسیم نمودار

  • diarizing


    روزنگاری

  • instancing


    نمونه گیری

  • particularisingUK


    خاص کردن انگلستان

  • particularizingUS


    خاص ایالات متحده

  • tabulating


    جدول بندی

  • catalogingUS


    فهرست نویسی ایالات متحده


  • نوشتن

  • taking down


    پایین آوردن

  • putting on record


    ثبت کردن


  • نوشتن درباره


  • تنظیم کردن

  • keeping a record


    ثبت رکورد


  • تنظیم به صورت کتبی

  • committing to paper


    متعهد شدن به کاغذ


  • قرار گرفتن در سیاه و سفید

  • enrolling


    ورود


  • entering


antonyms - متضاد
  • hiding


    قایم شدن

لغت پیشنهادی

clarendon

لغت پیشنهادی

Aristotle

لغت پیشنهادی

alt-