word - لغت

drive || راندن

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

draɪv

UK :

draɪv

US :

family - خانواده

[['drive' 'driver' 'driving' 'driving'] ['راندن' 'راننده' 'رانندگی' 'رانندگی']]

google image

نتیجه جستجوی لغت [drive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [drive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [drive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [drive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [drive] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

antonyms - متضاد

  • crawl


    خزیدن

  • creep


    خزیدن


  • قطع كردن

  • deactivate


    از کار انداختن


  • کشتن

  • poke


    بهم زدن


  • بررسی

  • curb


    محدود کردن


  • قطع کردن

  • discourage


    دلسرد کردن

  • dissuade


    منصرف کردن

  • halt


    مکث


  • نگه دارید


  • نگاه داشتن

  • mismanage


    سوء مدیریت