word - لغت

early || زود

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

ˈɜː.li

UK :

ˈɝː.li

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [early] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [early] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [early] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [early] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [early] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • primitive


    اولیه


  • کهن

  • primaevalUK


    primaevalUK

  • primevalUS


    primevalUS

  • primordial


    اولیه

  • antediluvian


    ضد غرق شدن

  • earliest


    اولین


  • اولین

  • prehistoric


    ماقبل تاریخ

  • primal


    اولیه

  • pristine


    تر و تازه

  • anterior


    قدامی

  • preceding


    قبلی

  • antecedent


    پیشین


  • سابق

antonyms - متضاد


  • آینده


  • دیر


  • بعد

  • upcoming


    آینده

  • coming


    آینده

  • downstream


    پایین دست

  • eventual


    نهایی

  • forthcoming


    آینده

  • imminent


    قریب الوقوع

  • ensuing


    متعاقب

  • impending


    قریب الوقوع


  • دومی

  • coming up


    بالا آمدن


  • پایین خط


  • پایین جاده