echoed
echoed - پژواک کرد
N/A - N/A
UK :
US :
ماضی ساده و ماضی از اکو
If a sound echoes or a place echoes with a sound you hear the sound again because you are in a large empty space
اگر صدایی پژواک شود یا مکانی با صدایی پژواک شود، دوباره صدا را می شنوید زیرا در یک فضای خالی و بزرگ هستید.
برای تکرار جزئیاتی که شبیه چیز دیگری هستند و باعث می شوند به چیز دیگری فکر کنید
صدای پا در سالن پیچید.
ناگهان ساختمان با صدای تیراندازی طنین انداز شد.
طراحی کلیسا شبیه کلیسای جامع سنت پل است.
I've heard the prime minister's view echoed throughout the party.
من شنیده ام که دیدگاه نخست وزیر در سراسر حزب تکرار شده است.
reverberated
طنین انداز شد
resounded
منعکس شده است
resonated
دوباره تکرار کرد
reflected
حلقه زده
reechoed
زنگ زد
ringed
پله
rang
دوباره تکرار شد
rung
به صدا در آمد
re-echoed
ضربان دار
sounded
ارتعاش کرد
pulsated
رونق گرفت
vibrated
غرش کرد
boomed
پوست کنده شد
rumbled
نورد
pealed
ضربه زد
rolled
کوبیده شد
thumped
طبل زد
pounded
برگشت
drummed
نوسان کرد
rebounded
پس زد
rebound
تکرار کرد
oscillated
اضافه شده است
recoiled
واکنش نشان داد
repeated
تکثیر شده است
redounded
شروع شده
reacted
لوله شده
reproduced
started up
piped up
created
ایجاد شده
conceived
تصور شده است
discovered
کشف شده
cultivated
کشت شده است
hatched
هچ شده
innovated
نوآوری کرد
pioneered
پیشگام شد
contrived
ساختگی
formed
شکل گرفت
formulated
فرموله شده است
brainstormed
طوفان فکری کرد
cooked up
پخته شده
dreamt up
خواب دید
envisaged
پیش بینی شده است
envisioned
متصور شد
imaged
تصویر شده
imagined
تصور کرد
performed
انجام
pictured
تصویر شده است
pondered
تأمل کرد
projected
برنامه ریزی شده، پیش بینی شده
realisedUK
واقع در انگلستان
realizedUS
متوجه آمریکا شد
ruminated
نشخوار کرد
sparked
جرقه زد
speculated
حدس زد
فکر کردن
trumped up
قلابی کرد
visualisedUK
visualisedUK
visualizedUS
visualizedUS
sparked off
