word - لغت

effect || اثر

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ɪˈfekt

UK :

əˈfekt

US :

family - خانواده

Wordfamily noun effect effectiveness ≠ ineffectiveness adjective effective ≠ ineffective effectual ≠ ineffectual verb effect adverb effectively ≠ ineffectively

google image

نتیجه جستجوی لغت [effect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [effect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [effect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [effect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [effect] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • corollary


    نتیجه

  • culmination


    اوج گیری

  • denouement


    انصراف


  • نتیجه


  • نتیجه


  • نتیجه


  • نتیجه


  • تولید - محصول

  • fulfilmentUK


    تحقق انگلستان

  • fulfillmentUS


    تحقق ایالات متحده

  • concomitant


    همزمان

  • consummation


    به کمال رساندن


  • میوه

  • outgrowth


    برآمدگی

  • payoff


    بازده

antonyms - متضاد