erase

base info - اطلاعات اولیه

erase - پاک کردن

verb - فعل

/ɪˈreɪs/

UK :

/ɪˈreɪz/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [erase] در گوگل
description - توضیح

  • برای حذف اطلاعات از حافظه رایانه یا صداهای ضبط شده از نوار


  • برای حذف نوشته از روی کاغذ

  • to get rid of something so that it has gone completely and no longer exists


    خلاص شدن از شر چیزی به طوری که کاملاً از بین رفته و دیگر وجود ندارد


  • اگر اطلاعات را در رایانه پاک کنید، آن را حذف می کنید

  • to remove something especially a pencil mark by rubbing it


    از بین بردن چیزی مخصوصاً رد مداد با مالیدن آن

  • to remove recordings or information from a magnetic tape or disk


    برای حذف موارد ضبط شده یا اطلاعات از نوار مغناطیسی یا دیسک


  • باعث شود یک احساس، خاطره یا دوره زمانی کاملاً فراموش شود


  • حذف یا از بین بردن چیزی، به ویژه چیزی که نشان می دهد آن شخص یا چیزی وجود داشته یا اتفاق افتاده است


  • از بین بردن یا حذف کامل چیزی

  • to remove something written or a mark by rubbing


    برداشتن چیزی نوشته شده یا علامتی با مالش

  • to cancel the effect of an increase or fall in something such as an amount of debt the price of shares, etc.


    از بین بردن اثر افزایش یا کاهش چیزی مانند مقدار بدهی، قیمت سهام و غیره.


  • برای حذف اطلاعات یا داده ها از محلی که در آن ذخیره شده است

  • Thus Experience has an undulating, open-ended form something like a notebook whose pagination has been erased.


    بنابراین تجربه شکلی موج‌دار و باز دارد، چیزی شبیه دفترچه‌ای که صفحه‌بندی آن پاک شده است.

  • Of course the text itself hadn't literally all been erased.


    البته خود متن به معنای واقعی کلمه پاک نشده بود.

  • Telecommunications could erase all these indicators of rurality.


    مخابرات می تواند همه این شاخص های روستایی را پاک کند.

  • Be sure to completely erase any incorrect answer.


    مطمئن شوید که پاسخ نادرست را به طور کامل پاک کنید.

  • But those painful memories are erased by thoughts of future glory as Jodami whisks Anthea across the moorland gallops.


    اما آن خاطرات دردناک توسط افکار شکوه آینده پاک می شود، زیرا جودامی آنته آ را در سراسر تالاب می تازد.

  • Ben erased one of my favorite tapes.


    بن یکی از نوارهای مورد علاقه من را پاک کرد.

  • The fall of the Berlin Wall erased the border between the two Germanys.


    فروریختن دیوار برلین مرز بین دو آلمان را از بین برد.

  • Somehow the magnets had erased the entire cassette.


    به نوعی آهنرباها کل نوار کاست را پاک کرده بودند.

  • Some businesses are attaching electronic copyright stamps to their work and the bill would make erasing these stamps illegal.


    برخی از کسب و کارها تمبرهای حق چاپ الکترونیکی را به کار خود می چسبانند و این لایحه پاک کردن این تمبرها را غیرقانونی می کند.

  • Is there any way I can erase this videotape so no one will see what's on it?


    آیا راهی وجود دارد که بتوانم این نوار ویدئویی را پاک کنم تا کسی نبیند چه چیزی روی آن است؟

  • Again there is a vast discrepancy between the top and bottom that is erased within this ideology of flexibility.


    باز هم، اختلاف زیادی بین بالا و پایین وجود دارد که در این ایدئولوژی انعطاف پذیری پاک شده است.

  • Today's rise in prices erases yesterday's losses.


    افزایش قیمت امروز زیان دیروز را پاک می کند.

example - مثال
  • She tried to erase the memory of that evening.


    سعی کرد خاطره آن شب را پاک کند.

  • All doubts were suddenly erased from his mind.


    همه تردیدها ناگهان از ذهنش پاک شد.

  • You cannot erase injustice from the world.


    شما نمی توانید بی عدالتی را از جهان پاک کنید.

  • He had erased the wrong word.


    کلمه اشتباه را پاک کرده بود.

  • All the phone numbers had been erased.


    تمام شماره تلفن ها پاک شده بود.

  • The tide had erased the footprints.


    جزر و مد رد پاها را پاک کرده بود.

  • Parts of the recording have been erased.


    بخش هایی از ضبط پاک شده است.

  • He had erased more than 5 000 files from the memory of his computer.


    او بیش از 5000 فایل را از حافظه کامپیوترش پاک کرده بود.

  • These people have been virtually erased from the history book.


    این افراد عملا از کتاب تاریخ پاک شده اند.

  • They are determined to erase the bad memories of last year's defeats.


    آنها مصمم هستند که خاطرات بد شکست های سال گذشته را پاک کنند.

  • This event has been effectively erased from written records.


    این رویداد به طور موثر از سوابق مکتوب پاک شده است.

  • It's in pencil so you can just erase anything that's wrong.


    این با مداد است، بنابراین می توانید هر چیزی را که اشتباه است پاک کنید.

  • A virus erased my hard disk.


    یک ویروس هارد دیسک من را پاک کرد.

  • He is determined to erase the memory of a disappointing debut two years ago.


    او مصمم است خاطره اولین بازی ناامیدکننده دو سال پیش را پاک کند.

  • Woods wants a convincing victory to erase doubts about his team's ability to reach the World Cup finals.


    وودز خواهان یک پیروزی قانع کننده است تا تردیدها در مورد توانایی تیمش برای رسیدن به فینال جام جهانی را از بین ببرد.

  • One election cannot erase 65 years of a corrupt one-party political process.


    یک انتخابات نمی تواند 65 سال روند سیاسی فاسد تک حزبی را پاک کند.

  • The president said NATO expansion would finally erase the boundary line in Europe artificially created by the Cold War.


    رئیس جمهور گفت که گسترش ناتو سرانجام خط مرزی در اروپا را که به طور مصنوعی توسط جنگ سرد ایجاد شده بود، از بین خواهد برد.

  • Years of hard living had blurred but not erased her girlhood beauty.


    سال ها زندگی سخت، زیبایی دخترانه اش را محو کرده بود، اما از بین نرفت.

  • He was a man of mystery - erased from the history books.


    او مردی اسرارآمیز بود - که از کتاب های تاریخ پاک شده بود.

  • A subdirectory filled with precious data can be erased if you are not careful.


    اگر مراقب نباشید، یک زیرشاخه پر از داده های گرانبها را می توان پاک کرد.

  • I kept changing my mind and erasing my answers on the test.


    مدام نظرم را عوض می کردم و جواب هایم را در آزمون پاک می کردم.

  • To erase the budget deficit through cuts alone would mean extreme measures such as shutting prisons and college campuses.


    حذف کسری بودجه تنها از طریق کاهش به معنای اقدامات افراطی مانند بستن زندان ها و پردیس های دانشگاهی است.

  • erase a profit/gain


    یک سود/سود را پاک کنید

  • Fraudulent accounts had been erased from the records.


    حساب های جعلی از سوابق پاک شده بود.

  • All personal data is securely erased in accordance with our data protection policy.


    همه داده های شخصی مطابق با خط مشی حفاظت از داده های ما به طور ایمن پاک می شوند.

synonyms - مترادف
  • delete


    حذف

  • dele


    لغو

  • cancel


    برش

  • cut


    باطل

  • annul


    کوتاه کردن

  • trim


    ضربه


  • bowdleriseUK

  • bowdleriseUK


    bowdlerizeUS

  • bowdlerizeUS


    سانسور

  • censor


    ویرایش کردن

  • redact


    جای خالی

  • blank


    لکه

  • blot


    ویرایش کنید

  • edit


    ضربه زدن


  • خراش دادن

  • scratch out


    سیاه شدن


  • مداد آبی

  • blue-pencil


    سفید کردن


  • عبور از


  • امتیاز بگیر


  • محو کردن

  • blot out


    قطع کردن


  • بیرون بردن


  • خالی کردن

  • blank out


    پاک کردن


  • X-out

  • X-out


    یک خط بگذار

  • cancel out


  • edit out


  • scrape off



antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

rag

لغت پیشنهادی

amin

لغت پیشنهادی

chamber