word - لغت

European || اروپایی

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

ˌjʊə.rəˈpiː.ən

UK :

ˌjʊr.əˈpiː.ən

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [European] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [European] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [European] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [European] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [European] در گوگل

description - توضیح

  • belonging to or relating to Europe or its people.


    متعلق یا مربوط به اروپا یا مردم آن است.


  • فردی از اروپا

  • (a person) of or coming from Europe


    (فردی) از اروپا یا از اروپا آمده است

  • of or from Europe or the European Union.


    از یا از اروپا یا اتحادیه اروپا.

example - مثال

synonyms - مترادف

  • Caucasian


    قفقازی

  • Europid


    یوروپید

  • continental


    قاره


  • سفید

  • Caucasian


    قفقازی

antonyms - متضاد

  • British


    بریتانیایی

  • English


    انگلیسی


  • سیاه

  • African


    آفریقایی


  • رنگ قهوه ای


  • تاریک

  • ebony


    آبنوس

  • swarthy


    تیره

  • melanoid


    ملانوئید