word - لغت

expletive || جنجالی

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

/ɪkˈspliːtɪv/

UK :

/ˈeksplətɪv/

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [expletive] در گوگل

description - توضیح

  • a rude word that you use when you are angry or in pain for example ‘shit’


    کلمه رکیکی که در هنگام عصبانیت یا درد به کار می برید، برای مثال شیت

  • a word that is considered offensive


    کلمه ای که توهین آمیز تلقی می شود

  • used when an offensive word has been removed from a report of what someone has said


    زمانی استفاده می شود که یک کلمه توهین آمیز از گزارش گفته های شخصی حذف شده باشد

  • a rude or offensive word used to express anger pain annoyance, etc.


    کلمه ای بی ادب یا توهین آمیز که برای بیان خشم، درد، دلخوری و غیره استفاده می شود.

  • Aimless minutes of hand wringing and expletives, followed by resignation.


    دقایقی بی هدف دست به هم زدن و افراط و تفریط و به دنبال آن استعفا.

  • He smoked and drank heavily and his language was rich in expletives even when mixing with senior diplomats and politicians.


    او به شدت سیگار می‌کشید و مشروب می‌نوشید، و زبانش حتی زمانی که با دیپلمات‌های ارشد و سیاستمداران اختلاط می‌کرد، سرشار از کلمات تشریحی بود.

  • Back in the paddock he was greeted by a stream of expletives.


    در پادوک با جریانی از جنایات به استقبال او رفت.

  • The youth obliged, adding a further string of expletives, just for good measure.


    جوانان موظف شدند، فقط برای اندازه گیری خوب، یک رشته دیگر از افعال را اضافه کنند.

  • There followed a groan of pain and a whole string of expletives.


    به دنبال آن ناله ای از درد و یک رشته کامل از افراط وحشیانه وجود داشت.

example - مثال

  • He dropped the book on his foot and muttered several expletives under his breath.


    کتاب را روی پایش رها کرد و زیر لب زیر لب زیر لب زمزمه کرد.

  • ‘Why don't you just [expletive deleted] (= used when you edit out a rude word when reporting what somebody has said)?’


    «چرا فقط [حذف شده به صورت غیرمستقیم] (= زمانی که یک کلمه بی ادبانه را هنگام گزارش چیزی که کسی گفته است ویرایش می‌کنید استفاده می‌شود)؟»

  • She dropped the book on her foot and let out a row/string of expletives.


    او کتاب را روی پایش انداخت و یک ردیف/رشته ادا و اطوار بیرون داد.

  • He ran at the officers, calling them (expletive deleted) and threatening them.


    او به سمت افسران دوید و آنها را صدا زد (حذف شده) و آنها را تهدید کرد.

synonyms - مترادف

  • curse


    لعنت

  • obscenity


    فحاشی

  • cuss


    فحش دادن

  • oath


    سوگند - دشنام

  • profanity


    تعجب - علامت تعجب

  • exclamation


    کلمه حرف زدن

  • cussword


    اپیدرم

  • epithet


    کلمه چهار حرفی

  • four-letter word


    بی احترامی

  • imprecation


    سوگند


  • ابتذال

  • swearword


    کلمه کثیف

  • vulgarism


    قسم خوردن


  • زبان بد

  • swearing


    کلمه نفرین


  • زبان ناپاک


  • حرف ندا

  • cuss word


    ناخوشایند

  • foul language


    کلمه بی ادب

  • interjection


    زبان قوی

  • invective


    توهین به مقدسات

  • rude word


    توهین


  • نام کثیف

  • vulgarity


    اعدام

  • blasphemy


    کلمه بد

  • malediction


    دشنام دادن

  • cursing



  • execration



  • cussing


antonyms - متضاد


  • زبان پاک

  • respectful language


    زبان محترمانه

  • reverence


    احترام

  • piety


    تقوا

  • praise


    ستایش


  • توجه