ترجمه
حذف

former

سابق

adjective

صفت

UK : ˈfɔː.mər

US : ˈfɔːr.mɚ

google image of former

former image / تصویر
former image / تصویر
former image / تصویر
former image / تصویر
former image / تصویر

Description of former

SENTENCE of former

  • synonyms of

  • erstwhile

  • در گذشته

  • foregoing

  • فوق

  • late

  • دیر

  • previous

  • قبلی

  • sometime

  • چند وقت

  • one-time

  • سر وقت

  • antecedent

  • پیشین

  • ex-

  • سابق-

  • preceding

  • قبلی

  • prior

  • قبل

  • quondam

  • مشکل

  • earlier

  • زودتر

  • old

  • قدیمی

  • past

  • گذشته

  • whilom

  • در حالی که

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی