ترجمه
حذف

freeze

یخ زدگی

verb

فعل

UK : friːz

US : friːz

google image of freeze

freeze image / تصویر
freeze image / تصویر
freeze image / تصویر
freeze image / تصویر
freeze image / تصویر

Description of freeze

SENTENCE of freeze

  • opposite of

  • thaw

  • آب شدن

  • warm

  • گرم

  • heat

  • حرارت

  • warm up

  • دست گرمی بازی کردن

  • unfreeze

  • منجمد کردن

  • soften

  • نرم کردن

  • liquefy

  • مایع کردن

  • liquify

  • مایع کردن

  • boil

  • جوشیدن

  • toast

  • نان تست

  • continue

  • ادامه هید

  • defrost

  • یخ زدایی

  • reheat

  • دوباره گرم کنید

  • microwave

  • مایکروویو

  • melt

  • ذوب شدن

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی