word - لغت

French || فرانسوی

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

frentʃ

UK :

frentʃ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [French] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [French] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [French] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [French] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [French] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

  • Marguerite teaches French at the local secondary school.


    مارگریت در دبیرستان محلی زبان فرانسه تدریس می کند.


  • من نمی توانم یک کلمه فرانسوی صحبت کنم بنابراین به محض ورود به فرانسه همه بدانند که من یک خارجی هستم.

  • French. Italian. and Spanish are major Romance languages.


    فرانسوی. ایتالیایی. و اسپانیایی زبان‌های اصلی رمانتیک هستند.

  • Have you got a dictionary I can use for translating French into English?


    آیا دیکشنری دارید که بتوانم از آن برای ترجمه فرانسوی به انگلیسی استفاده کنم؟


  • زبان فرانسه در بسیاری از کشورهای مختلف زبان رسمی است.

  • Natalie`s mother is French and her father is English.


    مادر ناتالی فرانسوی و پدرش انگلیسی است.

  • The French film `trois hommes et un bébé` was remade in Hollywood as `Three Men and a Baby`.


    فیلم فرانسوی «trois hommes et un bébé» در هالیوود با عنوان «سه مرد و یک بچه» بازسازی شد.

  • There`s a charming. but rather pricey. French restaurant just around the corner.


    جذابی هست اما نسبتاً گران است رستوران فرانسوی همین گوشه.


  • آنها اکنون در نزدیکی شهر لیموژ فرانسه زندگی می کنند.

  • Dior was a French fashion designer.


    دیور یک طراح مد فرانسوی بود.

synonyms - مترادف

  • Gallic


    گالیک

  • Gallian


    گالیان

  • Gaulish


    گلی

  • Romance


    داستان عاشقانه

  • Italian


    ایتالیایی

  • Italic


    مورب

  • Latin-based


    مبتنی بر لاتین

  • Portuguese


    پرتغالی

  • Romanian


    رومانیایی

  • Spanish


    اسپانیایی

  • Romanic


    رمانتیک

  • French kiss


    بوسه فرانسوی


  • بوسه

  • smooch


    صاف کردن

  • snog


    خرچنگ

antonyms - متضاد

  • antiquated


    قدیمی

  • outmoded


    منسوخ شده

  • outdated


    منسوخ شده

  • archaic


    قدیمی، کهنه

  • obsolete


    منسوخ شده

  • dated


    تاریخ دار

  • superannuated


    بازنشسته شده

  • prehistoric


    ماقبل تاریخ

  • outworn


    فرسوده شده


  • قدیمی

  • medievalUS


    قرون وسطی ایالات متحده

  • antediluvian


    ضد غرق شدن


  • کهن

  • fossilisedUK


    فسیل شده انگلستان

  • fossilizedUS


    ایالات متحده فسیل شده