friendliest

base info - اطلاعات اولیه

friendliest - دوستانه ترین

N/A - N/A

ˈfrend.li

UK :

ˈfrend.li

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [friendliest] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • a friendly face/smile


    چهره/لبخند دوستانه

  • Our neighbours have always been very friendlyto/towards us.


    همسایگان ما همیشه با ما بسیار دوستانه بوده اند.

  • I'm on friendly terms with my daughter's teacher.


    من با معلم دخترم رابطه دوستانه دارم.

  • Are you friendly with (= a friend of) Graham?


    آیا با (= دوست) گراهام دوست هستید؟

  • It's a friendly little restaurant.


    این یک رستوران کوچک دوستانه است.

  • We were having a friendly argument about politics.


    در مورد سیاست دعوای دوستانه داشتیم.

  • The teams are playing a friendly match on Sunday.


    دیداری دوستانه این تیم روز یکشنبه برگزار می شود.

  • The rugby club has a friendly next week against the Giants.


    باشگاه راگبی هفته آینده یک بازی دوستانه مقابل جاینتز دارد.

  • ozone-friendly aerosols


    آئروسل های دوستدار ازن

  • dolphin-friendly tuna (= fish caught without harming dolphins) .


    ماهی تن دلفین دوست (= ماهی صید شده بدون آسیب رساندن به دلفین ها).

  • a family-friendly restaurant


    یک رستوران خانوادگی

  • They were friendly people.


    آنها مردمی صمیمی بودند.

  • She had a bright friendly smile.


    او لبخندی روشن و دوستانه داشت.

  • It’s a very friendly city.


    این یک شهر بسیار دوستانه است.

  • Sometimes an ambassador will get too friendly with the local dictator.


    گاهی اوقات یک سفیر بیش از حد با دیکتاتور محلی دوست می شود.

  • user-friendly technology


    تکنولوژی کاربر پسند

  • a family-friendly film


    یک فیلم خانوادگی

  • The board is seeking a higher price in exchange for entering into a friendly merger agreement.


    هیئت مدیره در ازای انعقاد قرارداد ادغام دوستانه به دنبال قیمت بالاتری است.

  • The friendly takeover will instantly force competitors to bring down their prices.


    تصاحب دوستانه فوراً رقبا را مجبور می کند تا قیمت های خود را پایین بیاورند.

  • Their website is particularly friendly to use.


    وب سایت آنها به خصوص برای استفاده دوستانه است.

  • a customer-friendly bank


    یک بانک مشتری پسند

  • a child-friendly working environment


    محیط کاری دوستدار کودک

  • We need to continue to make the shopping area more pedestrian-friendly.


    ما باید به ایجاد منطقه خرید برای عابران پیاده تر ادامه دهیم.

synonyms - مترادف
  • warmest


    گرم ترین

  • kindliest


    مهربان ترین

  • benignest


    خوش خیم ترین

  • nicest


    زیباترین

  • cheeriest


    شادترین

  • chirpiest


    چیلیک ترین

  • gentlest


    ملایم ترین

  • mellowest


    ملوس ترین

  • pleasantest


    دلپذیرترین

  • mildest


    همسایه ترین ایالات متحده

  • neighborliestUS


    پرشورترین

  • perkiest


    مودب ترین

  • politest


    خوش برخورد

  • kindest


    محبت آمیز ترین

  • best-disposed


    دوست داشتنی ترین

  • most affectionate


    بامزه ترین

  • most affable


    صمیمی ترین

  • most amiable


    همراه ترین

  • most genial


    اجتماعی ترین

  • most congenial


    پرجمعیت ترین

  • most cordial


    خروجی ترین

  • most convivial


    کلوپی ترین

  • most companionable


    رفیقانه ترین

  • most sociable


    همسایه ترین انگلستان

  • most gregarious


    مهمان نوازترین

  • most outgoing


    قابل دسترس ترین

  • most clubbable


  • most comradely


  • most neighbourlyUK


  • most hospitable


  • most approachable


antonyms - متضاد
  • unfriendliest


    غیر دوستانه ترین

  • coldest


    سردترین

  • grouchiest


    مزخرف ترین

  • grumpiest


    بداخلاق ترین

  • haughtiest


    مغرورترین

  • surliest


    غمگین ترین

  • chilliest


    خرچنگ ترین

  • crabbiest


    بدجنس ترین

  • crankiest


    خشن ترین

  • gruffest


    پست ترین

  • meanest


    آزموده ترین

  • testiest


    ناخوشایندترین

  • unpleasantest


    بد اخلاق ترین

  • worst-tempered


    جالبترین

  • coolest


    یخ زده ترین

  • frostiest


    بی ادب ترین

  • proudest


    ترش ترین

  • rudest


    مبهم ترین

  • snootiest


    بدترین

  • sourest


    منزوی ترین

  • sulkiest


    ضد اجتماعی ترین

  • tetchiest


    نامطلوب ترین

  • uppitiest


    دورترین

  • most aloof


    متضاد ترین

  • most antisocial


    خصمانه ترین

  • most disagreeable


    نفرت انگیز ترین


  • محفوظ ترین

  • most antagonistic


  • most hostile


  • most obnoxious


  • most reserved


لغت پیشنهادی

move

لغت پیشنهادی

embryo

لغت پیشنهادی

misstated