globalization
globalization - جهانی شدن
noun - اسم
UK :
US :
the process of making something such as a business operate in a lot of different countries all around the world or the result of this
فرآیند ایجاد چیزی مانند یک کسب و کار در بسیاری از کشورهای مختلف در سراسر جهان یا نتیجه آن
the tendency for the world economy to work as one unit led by large international companies doing business all over the world. Some of the things that have led to globalization are the ending of TRADE BARRIERS, the free movement of capital cheap transport, and the increased use of electronic systems of communication such as the Internet
تمایل اقتصاد جهانی به کار کردن به عنوان یک واحد، به رهبری شرکت های بزرگ بین المللی که در سراسر جهان تجارت می کنند. برخی از مواردی که منجر به جهانی شدن شده است، پایان دادن به موانع تجاری، جابجایی آزاد سرمایه، حمل و نقل ارزان و افزایش استفاده از سیستم های الکترونیکی ارتباطی مانند اینترنت است.
the increase of trade around the world especially by large companies producing and trading goods in many different countries
افزایش تجارت در سراسر جهان به ویژه توسط شرکت های بزرگ تولید و تجارت کالا در بسیاری از کشورهای مختلف
a situation in which available goods and services, or social and cultural influences, gradually become similar in all parts of the world
وضعیتی که در آن کالاها و خدمات موجود یا تأثیرات اجتماعی و فرهنگی به تدریج در تمام نقاط جهان مشابه می شوند
the development of closer economic cultural and political relations among all the countries of the world as a result of travel and communication becoming easy
توسعه روابط نزدیکتر اقتصادی، فرهنگی و سیاسی بین همه کشورهای جهان در نتیجه آسان شدن سفر و ارتباطات
روشی که در آن اقتصادها در حال توسعه هستند تا با هم به عنوان یک سیستم عمل کنند
the process by which particular goods and services, or social and cultural influences, gradually become similar in all parts of the world
فرآیندی که طی آن کالاها و خدمات خاص یا تأثیرات اجتماعی و فرهنگی به تدریج در تمام نقاط جهان مشابه می شوند
جهانی شدن اغلب می تواند به نابودی آداب و رسوم و فرهنگ های محلی منجر شود.
جهانی شدن سود واقعی بسیار کمی برای کشورهای در حال توسعه به ارمغان آورده است.
Globalization often means that poorer countries become too dependent on foreign investment with the result that their own development suffers.
جهانی شدن اغلب به این معناست که کشورهای فقیرتر بیش از حد به سرمایه گذاری خارجی وابسته می شوند و در نتیجه توسعه خودشان آسیب می بیند.
a demonstration against globalization
تظاهرات علیه جهانی شدن
اکنون می بینیم که جهانی شدن اقتصادی بهای سنگینی را به همراه داشته است.
رویکردهای لیبرال به مدرنیزاسیون ارتباط تنگاتنگی با جهانی شدن اقتصادی دارند.
Some see the spread of English as an international language as just another consequence of globalization.
برخی گسترش زبان انگلیسی را به عنوان یک زبان بین المللی تنها پیامد دیگری از جهانی شدن می دانند.
همه چیز درباره جهانی شدن امور مالی شنیده اید؟
در حالی که مدلهای تکثرگرای لیبرال به بهترین شکل فرآیند جهانیسازی را مفهومسازی میکنند، هیچ مدلی مناسب نیست.
Neo-Marxists emphasize the globalization of capitalist production and the associated creation of a global division of labour.
نئومارکسیست ها بر جهانی شدن تولید سرمایه داری و ایجاد تقسیم کار جهانی در ارتباط با آن تاکید دارند.
Ever since the age of discovery the history of capitalism has been a history of the globalization of production.
از زمان اکتشاف، تاریخ سرمایه داری تاریخ جهانی شدن تولید بوده است.
تاریخ سرمایه داری تاریخ جهانی شدن تولید بوده است.
The globalization of all things electronic is still far from complete; and many early examples of electrical revolution existed 100 years ago.
جهانی شدن همه چیزهای الکترونیکی هنوز تا کامل شدن فاصله دارد. و بسیاری از نمونه های اولیه انقلاب الکتریکی 100 سال پیش وجود داشته است.
جهانی شدن بازارهای جهانی
Thanks to globalization, the burger you buy in Moscow is exactly the same as the one you buy in New York.
به لطف جهانی شدن، همبرگری که در مسکو میخرید دقیقاً همان همبرگری است که در نیویورک میخرید.
ما باید از افزایش جهانی شدن تجارت کالا استفاده کنیم.
جهانی شدن مد/فرهنگ جوانان آمریکایی
خوش بینان می گویند جهانی شدن به معنای انتخاب های فرهنگی بیشتر برای همه است.
The globalization of politics coincided with the use of US political consultants by Western democracies.
جهانی شدن سیاست با استفاده از مشاوران سیاسی ایالات متحده توسط دموکراسی های غربی همزمان شد.
proliferation
افزایش
توسعه
افزونه
رشد
maturation
بلوغ
progression
پیشرفت
پیش رفتن
سفارش
آشکار می شود
unfolding
جریان
توالی
جانشینی
succession
جنبش
گذر
راهپیمایی
procession
تداوم
advancement
مارس
continuity
اقدام
march
ساختن
proceeding
خروج، اورژانس
buildup
گسترش
emergence
پیشبرد
شکوفا شدن
furtherance
اعزام
flourishing
دگردیسی
expedition
در حال گسترش
metamorphosis
evolvement
spreading
روند
evolvement
حرکت - جنبش
nationalisationUK
ملی شدن انگلستان
nationalizationUS
ملی شدن ایالات متحده
