heats

base info - اطلاعات اولیه

heats - گرم می کند

N/A - N/A

hiːt

UK :

hiːt

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [heats] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • the heat of the sun/fire


    گرمای خورشید/آتش


  • چگونه می توانید در این گرما بدون تهویه مطبوع کار کنید؟

  • She always wore a coat even in the heat of summer.


    او همیشه کت می پوشید، حتی در گرمای تابستان.

  • Cook the meat on a high/low heat (= at a high/low temperature).


    گوشت را روی حرارت زیاد/کم (= در دمای بالا/پایین) بپزید.

  • Is the heat on?


    آیا گرما روشن است؟

  • Phelps swam fastest in the heats.


    فلپس در گرما سریعترین شنا را انجام داد.


  • او گرمای اول را تقریباً یک ماشین از دست داد.

  • It is essential to know when the goat is on heat.


    دانستن اینکه چه زمانی بز در حال گرما است ضروری است.


  • حتی در سن 40 سالگی، او هنوز می تواند گرما را به ارمغان بیاورد.

  • He struck out Bell with high heat.


    او با حرارت زیاد بل را زد.


  • یک خانه بزرگ مانند این باید گران باشد تا گرم شود.

  • Shall I heat up some soup for lunch?


    برای ناهار کمی سوپ گرم کنم؟


  • گرمای خورشید

  • I thought I’d like living in Florida, but the heat was too much for me.


    فکر می کردم دوست دارم در فلوریدا زندگی کنم، اما گرما برای من خیلی زیاد بود.

  • I’m freezing – can you turn up the heat?


    من یخ می زنم - می توانید گرما را افزایش دهید؟

  • Lower the heat when the water starts to boil.


    وقتی آب شروع به جوشیدن کرد حرارت را کم کنید.

  • The heat of his own argument swept him away.


    گرمای بحث خودش او را با خود برد.

  • John apologized for the remarks he had made in the heat of the moment (= while he was angry or excited).


    جان به خاطر سخنانی که در گرماگرم (= در حالی که عصبانی یا هیجان زده بود) عذرخواهی کرد.

  • We took a lot of heat for showing that on TV.


    ما برای نمایش آن در تلویزیون گرمای زیادی گرفتیم.

  • It costs a lot to heat this house.


    هزینه زیادی برای گرم کردن این خانه دارد.

  • Heat the sauce in the microwave.


    سس را در مایکروویو گرم کنید.

  • Domestic retailers are feeling the heat from foreign competitors.


    خرده فروشان داخلی گرمای رقبای خارجی را احساس می کنند.

  • OPEC could turn up the heat by increasing oil prices still further.


    اوپک می تواند با افزایش بیشتر قیمت نفت، گرما را افزایش دهد.

synonyms - مترادف
  • warmths


    گرما

  • fieriness


    آتش سوزی

  • hotnesses


    داغ ها

  • swelters


    بادگیرها

  • warmnesses


    گرمی ها

  • calefactions


    نامنویسی ها

  • calidities


    کالیدیت ها

  • fervours


    شور و شوق

  • fervors


    تب ها

  • fevers


    تب

  • feverishness


    دما

  • sultrinesses


    سختی ها

  • temperatures


    سوزش

  • torridities


    incalescences

  • torridness


    دمای بالا

  • incalescences


  • high temperatures


antonyms - متضاد
  • chills


    لرز

  • colds


    سرماخوردگی

  • coldnesses


    سردی ها

  • chillinesses


    سرد


  • خنکی ها

  • coolnesses


    یخ زدگی

  • frostiness


  • iciness


  • frigidness


لغت پیشنهادی

consideration

لغت پیشنهادی

sorry

لغت پیشنهادی

condos