hidden

base info - اطلاعات اولیه

hidden - پنهان شده است

adjective - صفت

/ˈhɪdn/

UK :

/ˈhɪdn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hidden] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Hidden dangers lurk in the ocean depths.


    خطرات پنهان در اعماق اقیانوس ها نهفته است.

  • A reporter wearing a hidden camera got footage of the abuse.


    خبرنگاری که دوربین مخفی پوشیده بود، فیلمی از سوء استفاده دریافت کرد.

  • This tiny museum is a hidden treasure of the city's Old Quarter.


    این موزه کوچک گنجینه ای پنهان از محله قدیمی شهر است.

  • She felt sure the letter had some hidden meaning.


    او مطمئن بود که نامه معنای پنهانی دارد.

  • a hidden valley


    یک دره پنهان

  • There were hidden microphones in the room to record their conversation.


    میکروفون های مخفی در اتاق برای ضبط مکالمه آنها وجود داشت.

  • hidden costs/taxes


    هزینه ها / مالیات های پنهان

  • Hidden problems may lead to an increase in costs.


    مشکلات پنهان ممکن است منجر به افزایش هزینه ها شود.

  • hidden charges/costs/extras


    هزینه های پنهان / هزینه ها / اضافی

  • hidden fees/penalties


    هزینه ها / جریمه های پنهان

  • There are the hidden costs of climate change that we may not have to face until the future.


    هزینه های پنهان تغییرات آب و هوایی وجود دارد که ممکن است تا آینده مجبور نباشیم با آن ها روبرو شویم.

synonyms - مترادف
  • concealed


    پنهان شده است

  • covered


    تحت پوشش

  • veiled


    محجبه

  • buried


    دفن شد

  • camouflaged


    استتار شده

  • shrouded


    کفن شده

  • cloaked


    پوشیده شده

  • imperceivable


    غیر قابل درک

  • indiscernible


    غیر قابل تشخیص

  • invisible


    نامرئی

  • latent


    نهفته

  • surreptitious


    پنهانی

  • unexposed


    در معرض قرار نگرفته است

  • unseen


    دیده نشده

  • clouded


    ابری

  • disguised


    مبدل شده

  • eclipsed


    گرفت

  • masked


    نقاب زده


  • مبهم

  • screened


    غربال شده است

  • sheltered


    پناه گرفته است

  • undercover


    مخفی

  • unrevealed


    فاش نشده است

  • withheld


    خودداری کرد

  • snug


    راحت

  • tect


    تکت

  • underground


    زیرزمینی

  • undetected


    کشف نشده

  • undisclosed


    فاش نشده


  • غیر قابل دیدن


  • خارج از دید

antonyms - متضاد
  • exposed


    در معرض


  • باز کن

  • unconcealed


    پنهان

  • uncovered


    بدون پوشش

  • bald


    بدون مو

  • revealed


    آشکار کرد

  • unhidden


    برهنه

  • bare


    برهنه شده

  • denuded


    افشا شد

  • disclosed


    آشکار شد

  • manifested


    بدون نقاب


  • محافظت نشده

  • unmasked


    بدون مهر و موم

  • unprotected


    به نمایش گذاشته

  • unsealed


    نشان داده شده

  • exhibited


    بدون محافظ

  • shown


    رونمایی کرد

  • unshielded


    بیرون

  • unveiled


    آشکار

  • out


    قابل رویت

  • stripped


    قابل تشخیص

  • overt


    کاملا باز


  • مشهود

  • detectable


    گفت

  • blatant


    جلگه

  • wide-open


    روشن

  • evident



  • told


  • plain



لغت پیشنهادی

bursting

لغت پیشنهادی

bod

لغت پیشنهادی

boob