ترجمه
حذف

high

بالا

adjective

صفت

UK : haɪ

US : haɪ

google image of high

high image / تصویر
high image / تصویر
high image / تصویر
high image / تصویر
high image / تصویر

Description of high

SENTENCE of high

  • opposite of

  • low

  • کم

  • short

  • کوتاه

  • stunted

  • ناقص

  • dwarfed

  • کوتوله شده

  • stumpy

  • کلوخه

  • diminutive

  • کاهنده

  • little

  • مقدار کمی

  • miniature

  • مینیاتوری

  • small

  • کم اهمیت

  • dwarf

  • آدم کوتوله

  • dwarfish

  • کوتوله ماهی

  • teeny

  • نوجوان

  • tiny

  • کوچک

  • bantam

  • سرسری

  • measly

  • کثیف

  • synonyms of

  • tall

  • بلند قد

  • lofty

  • بلند

  • elevated

  • مرتفع

  • soaring

  • اوج گرفتن

  • towering

  • سر به فلک کشیده

  • statuesque

  • مجسمه

  • big

  • بزرگ

  • giant

  • غول

  • imposing

  • تحمیل کننده

  • ascending

  • صعودی

  • grand

  • بزرگ

  • high-rise

  • بلند مرتبه

  • raised

  • مطرح کرد

  • rising

  • رو به افزایش

  • sky-high

  • بلند آسمان

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی