word - لغت

hilarious || خنده دار

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

/hɪˈleəriəs/

UK :

/hɪˈleriəs/

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hilarious] در گوگل

description - توضیح


  • فوق العاده خنده دار

  • extremely funny and causing a lot of laughter


    بسیار خنده دار و باعث خنده های زیادی می شود

  • extremely amusing and causing a lot of laughter


    فوق العاده سرگرم کننده و باعث خنده زیادی می شود

  • You should read this book - it's hilarious.


    شما باید این کتاب را بخوانید - خنده دار است.

  • And Tim I thought the sausage eaters stuff was hilarious.


    و تیم من فکر می کردم چیزهای سوسیس خوار خنده دار است.

  • But she can be forgiven because this too is hilarious.


    اما او را می توان بخشید زیرا این نیز خنده دار است.

  • The Aboriginal rebellion is as tragic as life aboard the Sincerity is hilarious.


    شورش بومیان به همان اندازه غم انگیز است که زندگی روی سیاریتی خنده دار است.

  • They seemed to think this was hilarious.


    به نظر می رسید آنها فکر می کردند این خنده دار است.

  • There are some hilarious and touching stories along the way.


    داستان های خنده دار و تاثیرگذاری در این مسیر وجود دارد.

  • the hilarious BBC comedy series 'Absolutely Fabulous'


    سریال کمدی خنده دار بی بی سی Absolutely Fabulous

  • Our attempts at dancing were hilarious - we all kept tripping over each other.


    تلاش‌های ما برای رقصیدن خنده‌دار بود - همه ما به همدیگر دست و پا می‌زدیم.

example - مثال

  • a hilarious joke/story


    یک جوک/داستان خنده دار

  • Lynn found the whole situation hilarious.


    لین کل وضعیت را خنده دار می دانست.

  • Do you know Pete? He's hilarious.


    پیت رو میشناسی؟ او خنده دار است.


  • یک داستان خنده دار

  • He was a very funny guy.


    او یک پسر بسیار بامزه بود.

  • It’s a very amusing game to play.


    این یک بازی بسیار سرگرم کننده برای بازی است.

  • It was a very entertaining evening.


    یک شب بسیار سرگرم کننده بود.

  • a witty remark


    یک اظهار نظر شوخ

  • a witty public speaker


    یک سخنران عمومی شوخ

  • a humorous look at the world of fashion


    نگاهی طنز آمیز به دنیای مد

  • Many of the scenes in the book are richly comic.


    بسیاری از صحنه های کتاب بسیار کمیک هستند.

  • He didn't like the film at all - I thought it was hilarious.


    او اصلاً فیلم را دوست نداشت - به نظر من خنده دار بود.

  • Her jokes are absolutely hilarious.


    شوخی های او کاملاً خنده دار است.

synonyms - مترادف


  • خنده دار

  • humorous


    طنز

  • amusing


    سرگرم کننده

  • comical


    کمیک

  • comic


    غرق کردن

  • droll


    پر سر و صدا

  • chucklesome


    مسخره

  • uproarious


    هیستریک

  • laughable


    آشوب زده

  • farcical


    شگفت آور

  • hysterical


    مسخره - مضحک

  • riotous


    شوخ

  • entertaining


    تقسیم جانبی

  • ludicrous


    ریسیبل

  • ridiculous


    کمدی

  • witty


    کشتن

  • sidesplitting


    شوخی

  • risible


    hysteric

  • humoristic


    ضد و نقیض

  • comedic


    بسیار گرانبها


  • جیغ زدن

  • jocular


    شادی آور

  • hysteric


    با نشاط

  • antic


    همجنس گرا

  • priceless


    غلت زدن

  • screaming


    خوشحال

  • mirthful


  • jolly


  • gay


  • rollicking



antonyms - متضاد

  • sad


    غمگین

  • humorlessUS


    بی طنز ایالات متحده

  • humourlessUK


    بی طنز انگلستان

  • lame


    لنگ

  • unamusing


    بی سرگرم کننده

  • uncomic


    غیر کمیک

  • unfunny


    خنده دار

  • unhumorous


    غیر طنز

  • unhysterical


    غیر هیستریک

  • dull


    کدر

  • gloomy


    ساکت


  • آرام بخش

  • sedate


    جدی


  • حوصله سر بر

  • boring


    قبر


  • رسمی

  • solemn


    somberUS

  • somberUS


    sombreUK

  • sombreUK


    خسته کننده

  • tiring


    غم انگیز

  • tragic


    غیر کمدی

  • uncomedic


    ناراضی

  • unhappy


    افسرده

  • sorrowful


    ناراحت

  • depressed


    نمایشی

  • upset


    معقول


  • بدبخت

  • earnest


    خنگ

  • sensible


  • miserable


  • morose