hydrocarbon

base info - اطلاعات اولیه

hydrocarbon - هیدروکربن

noun - اسم

/ˌhaɪdrəˈkɑːrbən/

UK :

/ˌhaɪdrəˈkɑːbən/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hydrocarbon] در گوگل
description - توضیح
  • a chemical compound that consists of hydrogen and carbon such as coal or gas


    یک ترکیب شیمیایی که از هیدروژن و کربن مانند زغال سنگ یا گاز تشکیل شده است


  • ترکیب شیمیایی هیدروژن و کربن، مانند نفت یا بنزین

  • a chemical combination of hydrogen (= a gas) and carbon (= a chemical element that is in all animals and plants), found in fuels


    ترکیب شیمیایی هیدروژن (= گاز) و کربن (= عنصر شیمیایی که در همه جانوران و گیاهان وجود دارد) که در سوخت یافت می شود.

  • Natural gas which is an ecologically acceptable hydrocarbon fuel now represents more than half of our reserve base.


    گاز طبیعی، که یک سوخت هیدروکربنی قابل قبول از نظر زیست محیطی است، اکنون بیش از نیمی از ذخیره ذخیره ما را تشکیل می دهد.

  • Studies on a range of alternative singlet forms of basic hydrocarbons have been done.


    مطالعات بر روی طیف وسیعی از اشکال منفرد جایگزین هیدروکربن های اساسی انجام شده است.

  • With chlorinated hydrocarbons, the ease of biodegradation decreases as the number of chlorine atoms per molecule increases.


    با هیدروکربن های کلردار، با افزایش تعداد اتم های کلر در هر مولکول، سهولت تجزیه زیستی کاهش می یابد.

  • Yet the real energy gain in fuels does not come from burning the carbon component of hydrocarbons, but the hydrogen portion.


    با این حال، انرژی واقعی در سوخت‌ها از سوزاندن جزء کربن هیدروکربن‌ها ناشی نمی‌شود، بلکه بخش هیدروژن است.

  • In any case is it feasible to deliver so large a quantity of hydrocarbons to the required point?


    در هر صورت، آیا می توان مقدار زیادی هیدروکربن را به نقطه مورد نیاز رساند؟

  • Because of the huge up-front investment in production platforms, modestly-sized hydrocarbon discoveries in deep water are not economic.


    به دلیل سرمایه گذاری عظیم اولیه در پلت فرم های تولید، اکتشافات هیدروکربنی با اندازه متوسط ​​در آب های عمیق اقتصادی نیستند.

  • Catalysts remove most of the hydrocarbon component of this soot and so help to remove an area of risk.


    کاتالیزورها بیشتر اجزای هیدروکربنی این دوده را از بین می برند و بنابراین به حذف یک منطقه خطر کمک می کنند.

  • In addition Barker showed that total hydrocarbon yield was not related to rank in the bituminous materials.


    علاوه بر این، بارکر نشان داد که بازده کل هیدروکربن ارتباطی با رتبه در مواد قیر ندارد.

example - مثال
  • a cut in hydrocarbon emissions from motor vehicles


    کاهش انتشار هیدروکربن از وسایل نقلیه موتوری

  • hydrocarbon emissions


    انتشار هیدروکربن

  • Hydrocarbon and carbon monoxide emissions from automobiles.


    انتشار هیدروکربن و مونوکسید کربن از خودروها.

synonyms - مترادف

  • زغال سنگ


  • گاز طبیعی

  • petroleum


    نفت

  • benzene


    بنزن

  • gas


    گاز

  • gasoline


    گازوئیل

  • hexane


    هگزان

  • kerosene


    نفت سفید

  • methane


    متان

  • naphthalene


    نفتالین

  • oil


    روغن

  • organic compound


    ترکیب آلی

  • paraffin wax


    واکس پارافین

  • polyethylene


    پلی اتیلن

  • polymer


    پلیمر

  • polypropylene


    پلی پروپیلن

  • propane


    پروپان

  • petrol


    بنزین


  • طلای سیاه

  • crude oil


    نفت خام

  • fossil fuel


    سوخت فسیلی


  • سوخت

  • Texas Tea


    چای تگزاس


  • نفت سنگ

  • naphtha


    نفتا

  • crude


    خام

  • fossil oil


    نفت فسیلی


  • روغن زغالسنگ

  • lubricant


    روان کننده

  • lubrication


    روانکاری

  • grease


    گریس

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

recount

لغت پیشنهادی

deal

لغت پیشنهادی

bulletproof