hypothetically

base info - اطلاعات اولیه

hypothetically - بالفرض

adverb - قید

/ˌhaɪpəˈθetɪkli/

UK :

/ˌhaɪpəˈθetɪkli/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hypothetically] در گوگل
description - توضیح
  • in a way that is imagined or suggested but not necessarily real or true


    به گونه ای که تصور یا پیشنهاد می شود اما لزوما واقعی یا واقعی نیست

example - مثال
  • Hypothetically, this is possible but I've never known it to happen.


    به طور فرضی، این ممکن است، اما من هرگز نمی دانستم که این اتفاق بیفتد.

  • Any electronic voting system is hypothetically hackable.


    هر سیستم رأی گیری الکترونیکی به طور فرضی قابل هک است.

  • Hypothetically speaking, caffeine does affect circulation.


    به طور فرضی، کافئین بر گردش خون تأثیر می گذارد.

synonyms - مترادف
  • theoretically


    از نظر تئوری


  • ظاهرا


  • شاید

  • suppositionally


    به فرض


  • به نحوی


  • به یک معنا


  • بر روی کاغذ

  • supposedly


    قابل تصور

  • conceivably


    به صورت انتزاعی

  • abstractly


    در تئوری


  • به ظاهر

  • in the abstract


    فرضا

  • ostensibly


    احتمالا

  • seemingly


    از قرار معلوم، مشخصا

  • allegedly


    به صورت ظاهری

  • putatively


    آشکارا

  • presumably


    گزارش شده است

  • professedly


    قابل باور

  • purportedly


    روی سطح

  • evidently


    با همه حساب ها

  • ostensively


    اظهار داشت که هست

  • avowedly


    ادعا شده است

  • reportedly


    قرار است باشد

  • believably


    در یک حدس

  • supposably



  • by all accounts


  • professed to be


  • purported to be




antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

melody

لغت پیشنهادی

smashed

لغت پیشنهادی

latent