ترجمه
حذف

incorporate

گنجاندن

verb

فعل

UK : ɪnˈkɔː.pər.eɪt

US : ɪnˈkɔːr.pɚ.eɪt

google image of incorporate

incorporate image / تصویر
incorporate image / تصویر
incorporate image / تصویر
incorporate image / تصویر
incorporate image / تصویر

Description of incorporate

SENTENCE of incorporate

  • opposite of

  • separate

  • جداگانه، مجزا

  • unmix

  • مخلوط کردن

  • break down

  • درهم شکستن

  • break up

  • شکستن

  • disconnect

  • قطع شدن

  • disjoin

  • جدا شدن

  • disperse

  • پراکنده کردن

  • divide

  • تقسیم کنید

  • drop

  • رها کردن

  • exclude

  • حذف کردن

  • misunderstand

  • سوء تفاهم

  • part

  • بخش

  • split

  • شکاف

  • detach

  • جدا کردن

  • dissociate

  • جدا کردن

  • synonyms of

  • blend

  • مخلوط کردن

  • combine

  • ترکیب کردن

  • fuse

  • فیوز

  • integrate

  • ادغام کردن

  • mix

  • مخلوط کردن

  • amalgamate

  • آمیخته شدن

  • merge

  • ادغام

  • mingle

  • مخلوط شدن

  • unite

  • متحد کردن

  • meld

  • مخلوط کردن

  • coalesce

  • یکی شدن

  • compound

  • ترکیب

  • homogeniseUK

  • همگنی انگلستان

  • homogenizeUS

  • همگن کردن ایالات متحده

  • interfuse

  • در هم آمیختن

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی