insiders

base info - اطلاعات اولیه

insiders - خودی ها

N/A - N/A

ɪnˈsaɪ.dɚ

UK :

ɪnˈsaɪ.dər

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [insiders] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • According to insiders, the committee is having difficulty making up its mind.


    به گفته خودی ها، کمیته در تصمیم گیری مشکل دارد.

  • His books have made him an insider in the music world.


    کتاب‌های او او را به یک فرد داخلی در دنیای موسیقی تبدیل کرده است.

  • She has an insider's view of the often brutal nature of trading in the stock market.


    او دیدگاه خودی نسبت به ماهیت اغلب وحشیانه تجارت در بازار سهام دارد.

  • an industry insider


    یک خودی صنعت

  • a company insider


    یک خودی شرکت

  • This form needs to be filled out by any newly appointed corporate insider.


    این فرم باید توسط هر شخصی که به تازگی منصوب شده است پر شود.

synonyms - مترادف
  • clan


    قبیله


  • گروه


  • دایره

  • clique


    دسته

  • coterie


    خانواده


  • جمعیت


  • تنظیم

  • set


    بدن


  • حلقه


  • بسته


  • باند


  • انجمن


  • خدمه


  • فرقه


  • شبکه

  • faction


    اوباش


  • برادری

  • mob


    جامعه

  • fraternity


    باشگاه


  • تا کردن


  • سازمان انگلستان

  • fold


    سازمان ایالات متحده

  • organisationUK


    اتحادیه

  • organizationUS


    کابال


  • مقدار زیادی

  • cabal


    coven

  • lot


    لباس

  • coven


  • sect


  • outfit


  • brotherhood


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

forever

لغت پیشنهادی

iberian

لغت پیشنهادی

contradictory