intransigent

base info - اطلاعات اولیه

intransigent - ناسازگار

adjective - صفت

/ɪnˈtrænzɪdʒənt/

UK :

/ɪnˈtrænzɪdʒənt/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [intransigent] در گوگل
description - توضیح
  • unwilling to change your ideas or behaviour, in a way that seems unreasonable


    تمایلی به تغییر عقاید یا رفتار خود، به نحوی که غیرمنطقی به نظر می رسد

  • refusing to change your opinions or behaviour


    امتناع از تغییر عقاید یا رفتار خود

  • refusing to change an opinion


    امتناع از تغییر عقیده

  • Conservatives have maintained an intransigent position on the war.


    محافظه کاران موضعی ناسازگار در قبال جنگ حفظ کرده اند.

example - مثال
  • an intransigent attitude


    یک نگرش ناسازگار

  • Unions claim that the management continues to maintain an intransigent position.


    اتحادیه‌ها ادعا می‌کنند که مدیریت همچنان موضعی ناسازگار دارد.

  • He was a man of strong views and intransigent positions.


    او مردی با دیدگاه های قوی و مواضع ناسازگار بود.

synonyms - مترادف
  • obstinate


    لجباز

  • stubborn


    یک دنده

  • uncompromising


    سازش ناپذیر

  • inflexible


    انعطاف ناپذیر

  • unyielding


    تسلیم ناپذیر

  • obdurate


    سرسخت

  • unbending


    خم نشدنی

  • dogged


    سرکش

  • adamant


    تزلزل ناپذیر

  • pertinacious


    مهم

  • immovable


    غیر منقول

  • unrelenting


    بی امان

  • implacable


    مشخص

  • determined


    با اراده

  • wilful


    محکم


  • مولیش

  • headstrong


    مصمم

  • mulish


    منحرف

  • resolute


    صاحب نظر

  • perverse


    سر خوک

  • willful


    سخت

  • opinionated


    رام نشدنی

  • pigheaded


    سر سخت


  • سفت و سخت

  • intractable


    سر گاو

  • unwavering


    سخت شده

  • tenacious


  • rigid


  • bullheaded


  • hardheaded


  • hardened


antonyms - متضاد
  • flexible


    قابل انعطاف

  • compliant


    سازگار

  • acquiescent


    موافق

  • agreeable


    قابل قبول

  • amenable


    قابلیت

  • complying


    رعایت کردن

  • compromising


    سازش

  • pliable


    انعطاف پذیر

  • pliant


    تسلیم شدن

  • relenting


    روشنفکر

  • yielding


    نرم

  • open-minded


    مطیع


  • مایل بودن

  • submissive


    رضایت دادن


  • الحاق

  • consenting


    قابل مناقصه

  • acceding


    ناپسند

  • biddable


    قابل تحمل

  • obsequious


    موافقت

  • tractable


    خوشحال کننده

  • assenting


    غیر مقاوم

  • ingratiating


    تایید کردن

  • unresistant


    انطباق دادن

  • approving


    الزام آور

  • accommodating


    تعاونی

  • obliging


    متقاعد کننده

  • cooperative


    پذیرش

  • agreeing


    منفعل

  • persuadable


  • accepting


  • passive


لغت پیشنهادی

boisterously

لغت پیشنهادی

evict

لغت پیشنهادی

cities