ترجمه
حذف

kiss

بوسه

verb

فعل

UK : kɪs

US : kɪs

google image of kiss

kiss image / تصویر
kiss image / تصویر
kiss image / تصویر
kiss image / تصویر
kiss image / تصویر

Description of kiss

SENTENCE of kiss

  • opposite of

  • abstain

  • خودداری کنند

  • manhandle

  • دستگیره

  • pour

  • ریختن

  • synonyms of

  • smooch

  • صاف کردن

  • snog

  • خرچنگ

  • peck

  • نوک زدن

  • osculation

  • استخوان بندی

  • smack

  • بو

  • smacker

  • دودکن

  • canoodle

  • کانودل

  • buss

  • اتوبوس

  • smackeroo

  • اسماکرو

  • embrace

  • پذیرفتن

  • endearment

  • دوست داشتن

  • salutation

  • سلام

  • salute

  • سلام

  • x

  • ایکس

  • X

  • ایکس

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی