ترجمه
حذف

landscape

چشم انداز

noun

اسم

UK : ˈlænd.skeɪp

US : ˈlænd.skeɪp

google image of landscape

landscape image / تصویر
landscape image / تصویر
landscape image / تصویر
landscape image / تصویر
landscape image / تصویر

Description of landscape

SENTENCE of landscape

  • The garden has been designed to harmonize with the natural landscape.

  • این باغ به گونه ای طراحی شده است که با چشم انداز طبیعی هماهنگ باشد.

  • Here and there the rusted hulk of an abandoned car dots the landscape.

  • اینجا و آنجا بدنه زنگ زده یک ماشین رها شده چشم انداز را پر می کند.

  • As we journeyed south. the landscape became drier and rockier.

  • همانطور که ما به جنوب سفر کردیم. چشم انداز خشک تر و صخره تر شد.

  • The landscape was sheathed in ice.

  • منظره پوشیده از یخ بود.

  • The art students were told to sketch the landscape.

  • به دانشجویان هنر گفته شد که منظره را ترسیم کنند.

  • opposite of

  • skyscape

  • منظره آسمان

  • seascape

  • منظره دریا

  • marinescape

  • منظره دریایی

  • blindness

  • کوری

  • reality

  • واقعیت

  • hiding

  • قایم شدن

  • beauty

  • زیبایی

  • concealment

  • پنهان کاری

  • sky

  • آسمان

  • cloudiness

  • ابری

  • fogginess

  • مه گرفتگی

  • haziness

  • گیجی

  • duskiness

  • تاریکی

  • fuzziness

  • تیرگی

  • haze

  • مه

  • synonyms of

  • terrain

  • زمین

  • land

  • زمین

  • topography

  • توپوگرافی

  • countryside

  • حومه شهر

  • geography

  • جغرافیا

  • country

  • کشور

  • geomorphology

  • ژئومورفولوژی

  • chorography

  • کروگرافی

  • natural features

  • ویژگی های طبیعی

  • ground

  • زمین

  • turf

  • چمن

  • territory

  • قلمرو

  • soil

  • خاک

  • area

  • حوزه

  • landform

  • شکل زمین

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی