ترجمه
حذف

late

دیر

adjective

صفت

UK : leɪt

US : leɪt

google image of late

late image / تصویر
late image / تصویر
late image / تصویر
late image / تصویر
late image / تصویر

Description of late

SENTENCE of late

  • synonyms of

  • belated

  • با تاخیر

  • overdue

  • عقب افتاده

  • tardy

  • ترسناک

  • behind

  • پشت

  • behindhand

  • پشت دست

  • delayed

  • با تاخیر

  • unpunctual

  • غیر وقت شناس

  • delinquent

  • متخلف

  • dilatory

  • گشاد کننده

  • slow

  • آهسته. تدریجی

  • deferred

  • به تعویق افتاد

  • backward

  • به عقب

  • jammed

  • گیر کرده

  • lagging

  • عقب ماندن

  • later

  • بعد

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی