word - لغت

life || زندگی

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

laɪf

UK :

laɪf

US :

family - خانواده

[['lifelessness' 'lifer' 'lifeless' 'lifelike' 'lifelong' 'lifelessly'] ['بی جانی' 'محکوم ابد' 'بی جان' 'واقعی' 'مادام العمر' 'بی جان']]

google image

نتیجه جستجوی لغت [life] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [life] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [life] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [life] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [life] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • وجود داشتن


  • بقا


  • بودن


  • آگاهی

  • sentience


    احساس

  • continuance


    استمرار

  • essence


    ذات

  • aliveness


    زنده بودن

  • animateness


    جانوری

  • animation


    انیمیشن


  • ادامه حیات

  • personage


    شخصیت

  • subsistence


    امرار معاش

  • viability


    زنده بودن


  • نفس

antonyms - متضاد


  • مرگ

  • demise


    مرگ

  • dying


    در حال مرگ

  • annihilation


    نابودی

  • fatality


    مرگبار


  • از دست دادن زندگی

  • mortality


    مرگ و میر

  • oblivion


    فراموشی

  • passing


    گذراندن

  • passing away


    در حال گذشتن

  • passing on


    در حال عبور

  • curtains


    پرده ها

  • eradication


    قلع و قمع

  • eternal rest


    آرامش ابدی

  • inanimacy


    بی جانی