lifeline

base info - اطلاعات اولیه

lifeline - راه نجات

noun - اسم

/ˈlaɪflaɪn/

UK :

/ˈlaɪflaɪn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lifeline] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • He clung to the lifeline and the woman pulled him towards the bank.


    به طناب نجات چسبید و زن او را به سمت بانک کشید.

  • The extra payments are a lifeline for most single mothers.


    پرداخت های اضافی راه نجاتی برای اکثر مادران مجرد است.

  • He threw me a lifeline when he offered me a job.


    وقتی به من پیشنهاد کار داد، طناب نجاتم انداخت.

  • The organization provides a real lifeline for many women in poverty.


    این سازمان یک راه نجات واقعی برای بسیاری از زنان فقیر فراهم می کند.

  • The state pension is their financial lifeline.


    مستمری دولتی راه نجات مالی آنهاست.

  • Visits from loved ones are a vital lifeline for prisoners.


    ملاقات عزیزان یک راه حیاتی برای زندانیان است.

  • While my mother was ill talking to Sheila became a lifeline for me.


    وقتی مادرم مریض بود، صحبت با شیلا برایم راه نجاتی شد.

  • With this one unexpected victory the club now has a lifeline.


    با این یک پیروزی غیرمنتظره، باشگاه اکنون راه نجاتی دارد.


  • برای بسیاری از افراد مسن که به تنهایی زندگی می کنند، تلفن راه نجات آنها برای دنیای بیرون است.

  • Airplanes are this Alaskan town’s lifeline.


    هواپیماها راه نجات این شهر آلاسکا هستند.

  • The government is going to throw a lifeline to the troubled motor industry.


    دولت قرار است راه نجاتی برای صنعت خودروسازی مشکل دار بیاندازد.

  • They won what amounted to an economic lifeline that allowed Britain to pay for food fuel and other essentials.


    آنها برنده چیزی شدند که به منزله یک راه نجات اقتصادی بود که به بریتانیا اجازه می داد برای غذا، سوخت و سایر لوازم ضروری بپردازد.

synonyms - مترادف

  • کمک

  • aid


    معاونت


  • حمایت کردن


  • دست


  • نجات

  • rescue


    رستگاری

  • salvation


    رزق و روزی

  • sustenance


    دست کمک

  • helping hand


    به بازو شلیک کرد


  • تسکین


  • راحتی


  • راهنمایی

  • guidance


    مهربانی

  • kindness


    عمل خوب

  • good deed


    رحمت

  • grace


    نگهداری


  • خوبی

  • goodness


    تسلی

  • consolation


    استفاده کنید

  • use


    بلند کردن


  • نوبت خوب


  • تغذیه

  • nourishment


    پشتیبان

  • backing


    succourUK

  • succourUK


    کمک ایالات متحده

  • succorUS


    کاهش

  • mitigation


    سهولت


  • وزارت

  • ministration


    حق ارتفاق

  • easement


    فایده

  • abettance


antonyms - متضاد

  • جراحت

لغت پیشنهادی

rejoicing

لغت پیشنهادی

high

لغت پیشنهادی

asceticism