loops

base info - اطلاعات اولیه

loops - حلقه ها

N/A - N/A

luːp

UK :

luːp

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [loops] در گوگل
description - توضیح

  • شکل منحنی که زمانی ایجاد می شود که چیزی بلند و نازک، مانند یک تکه ریسمان، خم می شود تا جایی که قسمتی از آن تقریباً با قسمت دیگری از آن برخورد کند یا از آن عبور کند.

  • a piece of string thread, material etc. bent into a curved shape


    یک تکه ریسمان، نخ، مواد و غیره به شکل منحنی خم شده است

  • a vertical circle made by an aircraft in the sky


    دایره ای عمودی که توسط یک هواپیما در آسمان ساخته شده است

  • a turning or curving movement made in ice skating (= the sport of moving on ice wearing special boots)


    حرکت چرخشی یا انحنای انجام شده در اسکیت روی یخ (= ورزش حرکت روی یخ با پوشیدن چکمه های مخصوص)

  • a short section of recorded music that is repeated all through a song or part of a song


    بخش کوتاهی از موسیقی ضبط شده که در طول یک آهنگ یا بخشی از یک آهنگ تکرار می شود

  • a series of instructions that is repeated until a particular thing happens


    یک سری دستورات که تا زمانی که اتفاق خاصی بیفتد تکرار می شود

  • If something runs in a loop, or is on a loop, it runs continuously, so that the same things are repeated again and again


    اگر چیزی در یک حلقه اجرا شود یا در یک حلقه باشد، به طور مداوم اجرا می شود، به طوری که همان چیزها بارها و بارها تکرار می شود.

  • to make a loop or curve


    برای ایجاد یک حلقه یا منحنی

  • (of a short piece of recorded music) to be repeated all through a song or part of a song


    (یک قطعه کوتاه از موسیقی ضبط شده) که در طول یک آهنگ یا بخشی از یک آهنگ تکرار شود

  • a circular shape made by something long and narrow in which the two ends cross each other leaving an open space within


    شکل دایره‌ای که توسط چیزی بلند و باریک ساخته شده است که در آن دو انتهای آن از یکدیگر عبور می‌کنند و فضای باز را در داخل باقی می‌گذارند


  • یک یا چند دستورالعمل که به طور مکرر توسط یک برنامه کامپیوتری داده می شود تا زمانی که یک نتیجه خاص به دست آید


  • یکی از گروهی از افرادی باشید که دانش خاصی دارند، تصمیمات مهمی می گیرند یا با موقعیت های مهم سر و کار دارند


  • جزو گروهی از افرادی نباشید که دانش خاصی دارند، تصمیمات مهمی می گیرند یا با موقعیت های مهم سر و کار دارند

example - مثال
  • Tie the ends of the rope together in a loop.


    انتهای طناب را به صورت حلقه به هم گره بزنید.

  • the loop of the river


    حلقه رودخانه

  • a loop of string


    یک حلقه از رشته

  • belt loops


    حلقه های کمربند

  • The pilot swung the plane into a tight loop.


    خلبان هواپیما را در یک حلقه محکم چرخاند.

  • Planes flew acrobatics, loops, and rolls.


    هواپیماها آکروباتیک، لوپ و رول پرواز می کردند.

  • She practised her axels and toe loops.


    او محورها و حلقه های انگشتان پا را تمرین کرد.

  • His piping and fiddle-playing blend traditional music with sampled beats and loops.


    پایپینگ و کمانچه نوازی او موسیقی سنتی را با بیت های نمونه و لوپ ترکیب می کند.

  • Full songs are divided into sections such as choruses, verses, intros and endings in order to make it easier for songwriters to choose the most appropriate loops for their music.


    آهنگ‌های کامل به بخش‌هایی مانند کر، شعر، مقدمه و پایان تقسیم می‌شوند تا ترانه‌سراها انتخاب مناسب‌ترین حلقه‌ها را برای موسیقی خود آسان‌تر کنند.

  • The CPU world relies upon condition variables, branches, and loops.


    دنیای CPU به متغیرهای شرط، شاخه ها و حلقه ها متکی است.

  • The tape ran in a continuous loop, repeating the same songs over and over.


    نوار در یک حلقه ممتد پخش می شد و همان آهنگ ها را بارها و بارها تکرار می کرد.

  • Loop the rope over the bar.


    طناب را روی میله حلقه کنید.

  • Turn left where the road loops round the farm buildings.


    به سمت چپ بپیچید که جاده در اطراف ساختمان های مزرعه حلقه می زند.

  • The sample is automatically looped to repeat continuously until you tell it to stop.


    نمونه به طور خودکار حلقه می شود تا به طور مداوم تکرار شود تا زمانی که به آن بگویید متوقف شود.

  • A loop of thread from my sweater caught on a nail.


    یک حلقه نخ از پلیورم روی میخ گیر کرد.

  • The exit ramp makes a loop under the elevated highway.


    رمپ خروجی یک حلقه در زیر بزرگراه مرتفع ایجاد می کند.

  • The nature trail loops around and comes back to where you start.


    مسیر طبیعت گردی می چرخد ​​و به همان جایی که شروع می کنید باز می گردد.

  • Entry-level workers want to feel like they're in the loop.


    کارگران سطح ورودی می خواهند احساس کنند که در این حلقه هستند.

  • A group of senior staff at the plant have just told her they are as much out of the loop as the workers.


    گروهی از کارمندان ارشد کارخانه به او گفته اند که به اندازه کارگران در جریان هستند.

synonyms - مترادف
  • twists


    پیچ و تاب

  • curves


    منحنی ها

  • encircles


    محاصره می کند

  • turns


    چرخش

  • arches


    قوس ها

  • coils


    کویل ها

  • winds


    بادها

  • bends


    خم می شود

  • curls


    فر

  • circles


    حلقه ها

  • bows


    تعظیم می کند

  • arcs


    کلاهبرداران

  • crooks


    مارپیچ ها

  • spirals


    را در بر می گیرد

  • encompasses


    حلقه

  • rings


    قطب نماها

  • compasses


    کمربندها

  • girds


    مارها

  • snakes


    را احاطه می کند

  • surrounds


    پیچ و تاب می خورد

  • meanders


    رول ها

  • rolls


    چوب پنبه بستن

  • corkscrews


    منحنی می کند

  • incurvates


    قیطان

  • braids


    منحنی های گرد

  • curves round


    بادهای گرد

  • winds round


    منحنی اطراف

  • curvea around


    با هم پیوند می زند

  • ties together


    بادهای اطراف

  • winds around


    یک حلقه حلقه تشکیل می دهد

  • forms a ring round


antonyms - متضاد
  • unloops


    حلقه باز می کند

  • untangles


    گره باز می کند

  • disentangles


    از هم گسسته می شود

  • unravels


    باز می کند

  • unsnarls


    غر می زند

  • untwists


    باز می شود

  • untwines


    بافته ها را باز می کند

  • unbraids


    می بافد

  • unties


    خارج می کند

  • unweaves


    لغو می کند

  • extricates


    بدون گره

  • undoes


    انتخاب می کند

  • unknots


    صاف می کند

  • unpicks


  • unscrambles


  • straightens out


لغت پیشنهادی

differentiating

لغت پیشنهادی

airwaves

لغت پیشنهادی

baying