marsh

base info - اطلاعات اولیه

marsh - مرداب

noun - اسم

/mɑːrʃ/

UK :

/mɑːʃ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [marsh] در گوگل
description - توضیح

  • ناحیه ای از زمین مسطح کم ارتفاع که همیشه مرطوب و نرم است

  • an area of low flat ground that is always wet and soft that often has grasses or reeds growing in it but no trees


    منطقه ای از زمین مسطح کم ارتفاع که همیشه مرطوب و نرم است، که اغلب در آن علف یا نی روییده اما درختی وجود ندارد.

  • land that is always very wet or covered with a layer of water that often has trees growing in itused especially about areas in hot countries


    زمینی که همیشه بسیار مرطوب یا پوشیده از یک لایه آب است که اغلب درختان در آن رشد می کنند - به ویژه در مناطقی در کشورهای گرم استفاده می شود.

  • an area of low wet muddy ground sometimes with bushes or grasses growing in it


    منطقه ای از زمین گل آلود کم مرطوب که گاهی بوته ها یا علف ها در آن رشد می کنند

  • an area of land that is partly covered with water and that has grasses and other plants growing in itoften used about areas that are important to birds or wildlife


    منطقه ای از زمین که تا حدی پوشیده از آب است و علف ها و گیاهان دیگر در آن رشد می کنند - اغلب برای مناطقی که برای پرندگان یا حیات وحش مهم هستند استفاده می شود.

  • a large area of low flat wet landused especially about the area of this type of land in eastern England in Cambridgeshire and Lincolnshire, which is known as the Fens


    منطقه وسیعی از زمین مرطوب کم مسطح - به ویژه در مورد مساحت این نوع زمین در شرق انگلستان در Cambridgeshire و Lincolnshire که به Fens معروف است استفاده می شود.

  • an area of wet muddy ground which people and vehicles etc get stuck in


    منطقه ای از زمین گل آلود مرطوب که افراد و وسایل نقلیه و غیره در آن گیر می کنند


  • زمین نزدیک دریاچه، رودخانه یا دریا که اغلب سیل می آید و همیشه خیس است

  • a large area of marsh


    یک منطقه بزرگ از مرداب

  • an area of low wet land usually covered with tall grasses


    منطقه ای از زمین های کم ارتفاع و مرطوب که معمولاً پوشیده از علف های بلند است

  • In winter resorts to damp grassland, fresh-water margins, marshes and estuaries, often in flocks.


    در زمستان به علفزارهای مرطوب، حاشیه های آب شیرین، مرداب ها و مصب ها، اغلب به صورت گله، متوسل می شود.

  • You play over a salt marsh, or bayou, from tee to green.


    شما روی یک باتلاق نمکی یا بایو، از سه راهی تا سبز بازی می کنید.

  • But back on the marshes and fens, who was really to profit from this continual process of ever more intensive cultivation?


    اما در مرداب‌ها و حصارها، چه کسی واقعاً از این روند مستمر کشت فشرده‌تر سود می‌برد؟

  • This happened with fatal consequences in 1953 when the Lee Wick wall collapsed sending water shooting over the marshes to Jaywick.


    این اتفاق با عواقب مرگباری در سال 1953 رخ داد، زمانی که دیوار لی ویک فروریخت و آب تیراندازی بر فراز باتلاق ها به جیویک فرستاد.

  • That's how I reached the marshes, and the churchyard.


    اینگونه بود که به مرداب ها و حیاط کلیسا رسیدم.

  • The marsh was not like water and the car didn't sink to. he bottom.


    مرداب مثل آب نبود و ماشین در آن غرق نمی شد. او پایین

  • She caught a few words: marsh, explosion death.


    او چند کلمه را گرفت: مرداب، انفجار، مرگ.

example - مثال
  • Cows were grazing on the marshes.


    گاوها در مرداب ها چرا می کردند.

  • After so much rain the field had become a marsh (= a very wet area).


    پس از این همه باران، مزرعه به مرداب (= منطقه بسیار مرطوب) تبدیل شده بود.

  • The land is colonized by various types of marsh vegetation.


    این زمین توسط انواع مختلف پوشش گیاهی مردابی مستعمره شده است.


  • در دهانه رودخانه منطقه وسیعی از مرداب قرار دارد.

  • Rain had been falling steadily all day and the ground had become a marsh.


    باران در تمام طول روز پیوسته می بارید و زمین به مرداب تبدیل شده بود.

  • At low tide in the estuary, cows graze on the marshes.


    در هنگام جزر در خور، گاوها در باتلاق ها چرا می کنند.

  • The marshes along the coast are home to many shorebirds.


    باتلاق‌های کنار ساحل محل زندگی بسیاری از پرندگان ساحلی است.

  • marshy ground


    زمین باتلاقی

synonyms - مترادف
  • bog


    باتلاق

  • slough


    لجن کشی

  • swamp


    فنس

  • fen


    مورچه

  • morass


    خزه

  • moss


    مرداب

  • marshland


    منجلاب

  • mire


    زمین باتلاقی

  • quagmire


    لنگر انداختن

  • swampland


    مشک

  • wetland


    bayou

  • moor


    فنلند

  • muskeg


    چاقو

  • bayou


    سالینا

  • fenland


    نمک ها

  • quag


    کشت

  • salina


    مخزن

  • saltings


    شستشو

  • slew


    لاشه

  • sump


    مصب


  • اورگلید

  • corcass


    دریایی

  • estuary


    پوکوسین

  • everglade


    باتلاق ذغال سنگ نارس

  • marish


    نمکزار

  • pocosin


    هولم

  • peat bog


    گلد

  • salt marsh


    swale

  • holm


  • glade


  • swale


antonyms - متضاد

  • کویر

لغت پیشنهادی

parametric

لغت پیشنهادی

Broadway

لغت پیشنهادی

contemplate