word - لغت

mean || منظور داشتن

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

miːn

UK :

miːn

US :

family - خانواده

[['meaning' 'meaningful' 'meaningless' 'meaningfully'] ['معنی' 'معنی دار' 'بی مفهوم' 'معنی دار']]

google image

نتیجه جستجوی لغت [mean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mean] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • signify


    دلالت کند

  • convey


    انتقال

  • denote


    مشخص کن

  • designate


    تعیین کنید


  • نشان می دهد

  • connote


    دلالت کند


  • نشان می دهد


  • بیان

  • spell out


    هجی کردن


  • ایستادن برای


  • نمایندگی کند

  • symboliseUK


    نماد انگلستان

  • symbolizeUS


    نماد ایالات متحده


  • دلالت

  • purport


    مدعی

antonyms - متضاد

  • contradict


    تناقض دارند


  • چالش

  • belie


    تکذیب

  • controvert


    مناقشه


  • پیشخوان


  • اختلاف نظر


  • تماس بگیرید

  • cancel


    لغو

  • cancel out


    لغو

  • counteract


    مقابله کند

  • disaffirm


    رد کردن

  • disclaim


    سلب مسئولیت

  • disconfirm


    رد کردن

  • negate


    نفی کردن


  • مخالفت کنند