word - لغت

meanders || پیچ و تاب می خورد

part of speech - بخش گفتار

N/A || N/A

spell - تلفظ

miˈæn.dər

UK :

miˈæn.dɚ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [meanders] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

  • We spent the afternoon meandering around the streets of the old town.


    بعدازظهر را در پیچ و خم در خیابان های شهر قدیمی گذراندیم.

  • The film meanders along with no particular story line.


    فیلم بدون خط داستانی خاصی پر پیچ و خم می شود.

  • The TV series continues its haphazard meander around the globe - this week in Portugal.


    این مجموعه تلویزیونی به پیچ و خم های تصادفی خود در سراسر جهان ادامه می دهد - این هفته در پرتغال.

  • Hikers can meander along the path next to the river for several miles.


    کوهنوردان می توانند چندین مایل در مسیر کنار رودخانه پیچ و خم کنند.

synonyms - مترادف

  • wanders


    سرگردان است

  • rambles


    رامبل می کند

  • roams


    پرسه می زند

  • drifts


    رانش ها

  • roves


    رووس ها

  • traipses


    دام ها

  • ambles


    می چرخد

  • strolls


    قدم زدن

  • saunters


    سانترها

  • maunders


    سازندگان

  • gallivants


    گالیوانت ها

  • ranges


    محدوده ها

  • mooches


    موش ها

  • cruises


    سفرهای دریایی

  • galavants


    گالوانت ها

  • moseys


    موسی ها

  • floats


    شناور است

  • strays


    ولگردها

  • bats


    خفاش ها

  • tootles


    tootles

  • straggles


    دست و پا می زند

  • stravaigs


    استروایگ ها

  • peregrinates


    دگرگون می کند

  • bimbles


    سیخ می کند

  • vagabonds


    استریل ها

  • streels


    اسراف می کند

  • extravagates


    در مورد می زند

  • knocks about


    gads در مورد

  • gads about


    به اطراف لگد می زند

  • kicks around


    راه می رود

  • walks


antonyms - متضاد

  • rushes


    عجله می کند

  • stays


    می ماند

  • straightens


    راست می کند

  • untwists


    پیچش می کند

  • goes direct


    مستقیم می رود

  • stays on path


    در مسیر می ماند