ترجمه
حذف

merely

صرفا - فقط

adverb

قید

UK : ˈmɪə.li

US : ˈmɪr.li

google image of merely

merely image / تصویر
merely image / تصویر
merely image / تصویر
merely image / تصویر
merely image / تصویر

Description of merely

SENTENCE of merely

  • The minister`s speech had merely fogged the issue.

  • سخنان وزیر فقط موضوع را ابهام کرده بود.

  • He called the new building unoriginal and said that it merely aped the classical traditions.

  • او ساختمان جدید را غیراصلی خواند و گفت که این ساختمان صرفاً از سنت های کلاسیک پیروی می کند.

  • She didn`t reply - she merely smiled that insinuating smile.

  • او پاسخی نداد - او فقط به آن لبخند تلقین کننده لبخند زد.

  • Of his origins he said very little. merely mentioning in parenthesis that his background was poor.

  • از اصل و نسبش خیلی کم گفت. صرفاً در پرانتز ذکر می کند که سوابق او ضعیف بوده است.

  • Patriarchy has not disappeared - it has merely changed form.

  • پدرسالاری ناپدید نشده است - فقط شکل خود را تغییر داده است.

  • opposite of

  • indefinitely

  • به طور نامحدود

  • partially

  • تا اندازه ای

  • incompletely

  • به طور ناقص

  • partly

  • تا حدی

  • incompletely

  • به طور ناقص

  • together

  • با یکدیگر

  • shared

  • به اشتراک گذاشته شده است

  • indefinitely

  • به طور نامحدود

  • partially

  • تا اندازه ای

  • together

  • با یکدیگر

  • collectively

  • به صورت جمعی

  • cooperatively

  • به صورت تعاونی

  • jointly

  • به طور مشترک

  • conjointly

  • به طور همزمان

  • combined

  • ترکیب شده

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی