ترجمه
حذف

mess

بهم ریختگی

noun

اسم

UK : mes

US : mes

google image of mess

mess image / تصویر
mess image / تصویر
mess image / تصویر
mess image / تصویر
mess image / تصویر

Description of mess

SENTENCE of mess

  • opposite of

  • order

  • سفارش

  • tidiness

  • آراستگی

  • neatness

  • آراستگی

  • harmony

  • هماهنگی

  • orderliness

  • نظم و ترتیب

  • organisationUK

  • سازمان انگلستان

  • organizationUS

  • سازمان ایالات متحده

  • unclutteredness

  • بی نظمی

  • cleanliness

  • پاکیزگی

  • immaculateness

  • بی آلایشی

  • spruceness

  • صنوبر بودن

  • trimness

  • آراستگی

  • uniformity

  • یکنواختی

  • arrangement

  • ترتیب

  • well-orderedness

  • منظم بودن

  • synonyms of

  • disorder

  • بی نظمی

  • disarray

  • بی نظمی

  • untidiness

  • بی نظمی

  • jumble

  • بهم ریختن

  • dishevelment

  • ژولیده شدن

  • disarrangement

  • به هم ریختگی

  • shambles

  • خراب می شود

  • clutter

  • کلفت

  • messiness

  • آشفتگی

  • misorder

  • نظم نادرست

  • muck

  • کثافت

  • turmoil

  • آشفتگی

  • dirtiness

  • آلودگی

  • disorderliness

  • بی نظمی

  • disorganisationUK

  • سازماندهی بریتانیا

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی