minuscule

base info - اطلاعات اولیه

minuscule - کوچک

adjective - صفت

/ˈmɪnəskjuːl/

UK :

/ˈmɪnəskjuːl/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [minuscule] در گوگل
description - توضیح

  • فوق العاده کوچک


  • یک کانگورو تازه متولد شده در مقایسه با اندازه بزرگسالانش کوچک است.

  • Compared to its adult size a new-born kangaroo is minuscule.


    احتمال ابتلا به این بیماری ناچیز است.

  • The chances of getting the disease are minuscule.


    اما حقوق بیشتر کلاس‌هایی که در عصر برگزار می‌شدند پایین بود و کمک هزینه سفر ناچیز بود.

  • But the pay was low most of the classes met in the evening and the traveling allowance was minuscule.


    مقدار پولی که Forest Service و Game and Fish برای مدیریت گوسفند صرف کردند بسیار ناچیز بود.


  • اطراف استخر توسط دخترانی برنزی پوشیده شده بود که بیکینی های کوچک پوشیده بودند.

  • The pool was surrounded by bronzed girls wearing minuscule bikinis.


    این کمدی اکشن خونین به شهرت رسید زیرا رابرت رودریگز نویسنده / کارگردان فیلم را بدون کمک استودیو با بودجه ای ناچیز ساخت.

  • This bloody action-comedy achieved notoriety because writer / director Robert Rodriguez made the film without studio help on a minuscule budget.


    واقعاً یک پرستار تختخواب بود، اما یک حمام متصل، یک کتری برقی و یک اجاق برقی کوچک داشت.

  • It was really a bedsitter, but had an attached bathroom an electric kettle and a minuscule electric stove.


    او گفت اگر تعداد اهدای اسپرم کم باشد، احتمال ازدواج خواهر و برادر بسیار ناچیز است.

  • She said the chances of siblings marrying are minuscule if the number of sperm donations are kept low.


    استنفورد در سال گذشته نیز سود ناچیزی را تجربه کرد.

  • Stanford experienced only a minuscule profit last year as well.


example - مثال
  • minuscule handwriting


    دست خط ریز

  • The newsroom was minuscule, not much more than a cubbyhole.


    اتاق خبر بسیار کوچک بود، چیزی بیشتر از یک سوراخ کوچک نبود.

  • All she gave him to eat was two minuscule pieces of toast.


    تنها چیزی که به او داد دو تکه نان تست کوچک بود.

  • Salaries are a minuscule part of the budget.


    حقوق بخش کوچکی از بودجه است.

synonyms - مترادف
  • microscopic


    میکروسکوپی


  • دقیقه


  • کوچک

  • infinitesimal


    بی نهایت کوچک

  • miniature


    مینیاتوری


  • مقدار کمی

  • diminutive


    کاهنده

  • teensy-weensy


    نوجوان-کوچک

  • teeny-weeny


    لیلیپوتی

  • Lilliputian


    کمی کوچک است

  • itsy-bitsy


    تلخ

  • itty-bitty


    نانوسکوپی

  • nanoscopic


    نوجوان

  • teensy


    خیلی کوچک

  • teeny


    کوچولو


  • نازک

  • wee


    عزیزم

  • weeny


    آدم کوتوله


  • خردسال

  • dwarf


    پیگمی

  • micro


    اسباب بازی

  • midget


    اتمی

  • pygmy


    کمی

  • toy


    ناخوشایند

  • atomic


    eensy-weensy

  • bitsy


    خوب

  • bitty


    میکرومینیاتور

  • eensy


  • eensy-weensy



  • microminiature


antonyms - متضاد

  • بزرگ

  • astronomic


    نجومی

  • astronomical


    غول آسا

  • colossal


    کیهانی

  • cosmic


    فیل

  • cosmical


    عظیم

  • elephantine


    غول


  • غول پیکر


  • هرکول

  • gigantic


    قهرمانانه

  • herculean


    ماموت

  • heroic


    هیولا

  • heroical


    بسیار بزرگ و مهم

  • immense


    کوهستانی

  • mammoth


    سیاره ای


  • شگفت انگیز

  • monster


    تایتانیک

  • monstrous


    وسیع

  • monumental


    مهم

  • mountainous


    جامبو

  • planetary


  • prodigious


  • titanic




  • big




  • gargantuan


  • humongous


  • jumbo


لغت پیشنهادی

likewise

لغت پیشنهادی

profits

لغت پیشنهادی

branched