ترجمه
حذف

mirror

آینه

noun

اسم

UK : ˈmɪr.ər

US : ˈmɪr.ɚ

google image of mirror

mirror image / تصویر
mirror image / تصویر
mirror image / تصویر
mirror image / تصویر
mirror image / تصویر

Description of mirror

SENTENCE of mirror

  • synonyms of

  • glass

  • شیشه

  • reflector

  • بازتابنده

  • looking glass

  • شیشه به نظر

  • looking-glass

  • شیشه ای

  • speculum

  • گمانه زنی

  • reflecting surface

  • سطح منعکس کننده

  • cheval glass

  • شیشه شوال

  • hand glass

  • شیشه دستی

  • hand mirror

  • آینه دستی

  • pier glass

  • شیشه اسکله

  • polished metal

  • فلز صیقلی

  • seeing glass

  • شیشه دیدن

  • shaving mirror

  • آینه اصلاح

  • replica

  • المثنی، کپی دقیق

  • copy

  • کپی 🀄

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی