ترجمه
حذف

mount

کوه

verb

فعل

UK : maʊnt

US : maʊnt

google image of mount

mount image / تصویر
mount image / تصویر
mount image / تصویر
mount image / تصویر
mount image / تصویر

Description of mount

SENTENCE of mount

  • Tension was mounting as the minutes went by.

  • با گذشت دقایق تنش در حال افزایش بود.

  • They worked harder and harder as the debts mounted.

  • آنها با افزایش بدهی ها سخت تر و سخت تر کار کردند.

  • As the excitement mounted. the children became noisier.

  • با افزایش هیجان. بچه ها سر و صداتر شدند

  • Amidst mounting tension. tribal leaders have agreed to meet.

  • در میان تنش در حال نصب. رهبران قبایل موافقت کرده اند که با یکدیگر دیدار کنند.

  • Anxiety for the missing climbers is mounting.

  • نگرانی برای کوهنوردان مفقود شده در حال افزایش است.

  • opposite of

  • decline

  • کاهش می یابد

  • decrease

  • نزول کردن

  • descend

  • فرود آمدن

  • diminish

  • کاهش

  • dip

  • شیب

  • drop

  • رها کردن

  • plunge

  • غوطه

  • recede

  • عقب نشینی کند

  • compress

  • فشرده کردن

  • contract

  • قرارداد

  • dwindle

  • کم شدن

  • fall

  • سقوط

  • lessen

  • کاهش دادن

  • lower

  • پایین تر

  • reduce

  • كاهش دادن

  • synonyms of

  • increase

  • افزایش دادن

  • escalate

  • تشدید شود

  • grow

  • رشد

  • expand

  • بسط دادن

  • multiply

  • تکثیر کردن

  • swell

  • متورم شدن

  • rise

  • صعود کردن

  • enlarge

  • بزرگنمایی کنید

  • accumulate

  • انباشتن

  • proliferate

  • تکثیر شود

  • burgeon

  • جوانه زدن

  • climb

  • بالا رفتن

  • mushroom

  • قارچ

  • snowball

  • گلوله برفی

  • augment

  • تقویت کردن

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی