word - لغت

mutual || متقابل

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

ˈmjuː.tʃu.əl

UK :

ˈmjuː.tʃu.əl

US :

family - خانواده

[['mutually'] ['متقابلا']]

google image

نتیجه جستجوی لغت [mutual] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutual] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutual] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutual] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutual] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • مفصل

  • shared


    به اشتراک گذاشته شده است


  • جمعی


  • مشترک

  • combined


    ترکیب شده

  • cooperative


    تعاونی

  • communal


    اشتراکی

  • united


    متحد

  • collaborative


    مبتنی بر همکاری

  • concerted


    پیوند هماهنگ

  • pooled


    ادغام شده

  • conjunct


    پیوند

  • conjoint


    بهم پیوسته


  • عمومی

  • reciprocal


    متقابل

antonyms - متضاد

  • exclusive


    انحصاری


  • شخصی

  • one-man


    یک مرد

  • one-sided


    یک طرفه

  • one-way


    یک طرفه


  • تنها

  • sole


    تنها

  • solitary


    منفرد، مجد، تنها، منزوی، انفرادی

  • unilateral


    یک جانبه

  • detached


    جدا

  • dissociated


    جدا شد


  • متمایز


  • جداگانه، مجزا

  • unshared


    اشتراک گذاری نشده

  • lone


    تنها