negativity

base info - اطلاعات اولیه

negativity - منفی بودن

noun - اسم

/ˌneɡəˈtɪvəti/

UK :

/ˌneɡəˈtɪvəti/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [negativity] در گوگل
description - توضیح
  • an attitude in which someone considers only the bad qualities of a situation person etc not the good ones


    نگرشی که در آن کسی فقط ویژگی‌های بد یک موقعیت، شخص و غیره را در نظر می‌گیرد، نه ویژگی‌های خوب

  • an attitude that is not hopeful or enthusiastic


    نگرشی که امیدوارانه یا مشتاقانه نیست

  • The principle may also be instrumental in the transmission of disease to vulnerable receivers along with aggression, negativity, etc.


    این اصل همچنین ممکن است در انتقال بیماری به گیرنده های آسیب پذیر همراه با پرخاشگری، منفی گرایی و غیره مؤثر باشد.

  • In the final analysis negativity or positivity within any given cultural form only exists within the positioning of the piece.


    در تحلیل نهایی، منفی یا مثبت بودن در هر شکل فرهنگی معین، تنها در جایگاه قطعه وجود دارد.

  • Timmy says much the same thing but with less diplomacy, writing that harsh criticism and negativity are pulling the team apart.


    تیمی تقریباً همین را می گوید، اما با دیپلماسی کمتر، و می نویسد که انتقادات شدید و منفی بافی تیم را از هم جدا می کند.

  • So what does that have to do with being stuck in career negativity?


    بنابراین چه ربطی به گیر کردن در منفی بودن شغل دارد؟

  • This is precisely how negativity works.


    این دقیقاً نحوه عملکرد منفی است.

  • You provide the food that negativity needs to exist for without your fear it can not exist.


    شما غذایی را فراهم می کنید که منفی گرایی برای وجود نیاز دارد، زیرا بدون ترس شما نمی تواند وجود داشته باشد.

  • The strain, the negativity, the isolation all came with the territory.


    فشار، منفی بودن، انزوا همگی همراه با قلمرو بود.

  • One manager said that for self-protection she became immune to the negativity.


    یکی از مدیران گفت که برای محافظت از خود در برابر منفی ها مصون شده است.

example - مثال
  • There's too much negativity in the world today.


    امروز در جهان منفی گرایی بسیار زیاد است.

synonyms - مترادف
  • despondency


    ناامیدی

  • despair


    تاریکی

  • gloominess


    بدبینی

  • pessimism


    شکست گرایی

  • gloom


    Weltschmerz

  • hopelessness


    بی تفاوتی

  • cynicism


    سیاهی

  • defeatism


    تیرگی

  • Weltschmerz


    منفی بودن

  • apathy


    خستگی جهانی

  • blackness


    افکار منفی

  • bleakness


    عدم اشتیاق

  • indifference


    اعتقاد به جبری بودن

  • negativeness


    سوء ظن

  • world-weariness


    عذاب و تاریکی


  • انتظار بدترین

  • lack of enthusiasm


    نمای کم نور

  • fatalism


    بی امیدی

  • suspicion


    چشم انداز غم انگیز

  • doom and gloom


    استعفا

  • expecting the worst


    بی ستونی

  • dim view


    بی اعتمادی


  • شک

  • gloomy outlook


    نیهیلیسم

  • expectation of worst


    نگاه کردن به سمت تاریک

  • resignation


  • spinelessness


  • distrust



  • nihilism


  • looking on the dark side


antonyms - متضاد
  • optimism


    خوش بینی

  • positiveness


    مثبت بودن


  • اعتماد به نفس

  • assurance


    اطمینان

  • positivity


    یقین - اطمینان - قطعیت

  • certainty


    محکومیت


  • نشاط

  • cheerfulness


    شادی

  • happiness


    امیدواری

  • certitude


    اشتیاق

  • assuredness


    تضمینی

  • hopefulness


    تشویق کردن

  • sureness


    اطمينان خاطر

  • enthusiasm


    آفتابی بودن

  • surety


    بی شک

  • cheer


    صورت

  • cocksureness


    آرامش

  • sunniness


    سهولت

  • doubtlessness


    رضایت


  • شناوری

  • calmness


    انتظار

  • easiness


    ایمان


  • اعتماد

  • buoyancy


    روشنایی


  • امید


  • فروشگاه


  • اعتبار

  • brightness




  • credence


لغت پیشنهادی

bronzer

لغت پیشنهادی

kind

لغت پیشنهادی

both