optimization

base info - اطلاعات اولیه

optimization - بهينه سازي

N/A - N/A

ˌɑːp.tə.məˈzeɪ.ʃən

UK :

ˌɒp.tɪ.maɪˈzeɪ.ʃən

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [optimization] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • the optimization of chemical processes


    بهینه سازی فرآیندهای شیمیایی

  • The airline's scheduling optimization program ensures that it serves the maximum number of passengers.


    برنامه بهینه سازی زمان بندی خطوط هوایی تضمین می کند که به حداکثر تعداد مسافران خدمات ارائه می دهد.

synonyms - مترادف
  • amendment


    اصلاحیه

  • enhancement


    افزایش


  • بهبود


  • اصلاح

  • upgrade


    ارتقا دهید


  • افزایش کارایی

  • optimalization


    بهینه سازی

  • maximizationUS


    حداکثر سازی ایالات متحده

  • maximisationUK


    حداکثر سازی انگلستان

  • debottlenecking


    گلوگاه زدایی

  • optimisationUK


    OptimisationUK

antonyms - متضاد

  • نزول کردن


  • کاهش می یابد

  • declining


    رو به کاهش است

  • decrement


    کاهش


  • افسردگی

  • dwindling


    فروکش

  • ebb


    سقوط


  • رو به زوال

  • waning


    رکود

  • downturn


    ضرر - زیان


  • پایین آوردن

  • lowering


    تخلیه

  • depletion


    در حال کاهش

  • diminishing


    رها کردن

  • lessening


    انقباض

  • diminution


    کناره گیری


  • خلاصه انگلستان

  • drop-off


    خلاصه ایالات متحده

  • shrinkage


    فشرده سازی

  • abatement


    متراکم شدن

  • falloff


    منقبض کننده


  • قرارداد

  • abridgementUK


  • abridgmentUS


  • compressing


  • compression


  • condensation


  • condensing


  • constricting


  • constriction


  • contracting


لغت پیشنهادی

enterprise

لغت پیشنهادی

bodysurfing

لغت پیشنهادی

seizures