outrageous

base info - اطلاعات اولیه

outrageous - ظالمانه

adjective - صفت

/aʊtˈreɪdʒəs/

UK :

/aʊtˈreɪdʒəs/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outrageous] در گوگل
description - توضیح
  • very shocking and extremely unfair or offensive


    بسیار تکان دهنده و بسیار ناعادلانه یا توهین آمیز

  • extremely unusual and slightly amusing or shocking


    بسیار غیر معمول و کمی سرگرم کننده یا تکان دهنده

  • shocking and morally unacceptable


    تکان دهنده و از نظر اخلاقی غیر قابل قبول است


  • برای توصیف چیزی یا شخصی استفاده می شود که تکان دهنده است زیرا غیرعادی یا عجیب است

  • unacceptable, offensive violent or unusual


    غیر قابل قبول، توهین آمیز، خشونت آمیز، یا غیرعادی

  • To put a kid like Delia in eight-hour isolation for accepting a cigarette from a friend is bizarre and outrageous.


    قرار دادن کودکی مانند دلیا در انزوای هشت ساعته به دلیل قبول سیگار از یک دوست، عجیب و ظالمانه است.

  • Last night Borg's lawyer said her demand was outrageous.


    شب گذشته وکیل بورگ گفت که درخواست او ظالمانه است.

  • They are also eccentric, outrageous, and at times, totally out of control.


    آنها همچنین عجیب و غریب، ظالمانه، و در برخی مواقع کاملاً خارج از کنترل هستند.

  • I don't think Kenneth was trying to be outrageous at all.


    فکر نمی‌کنم کنت اصلاً سعی می‌کرد ظالمانه باشد.

  • She accused Sloan of telling outrageous lies.


    او اسلون را به گفتن دروغ های ظالمانه متهم کرد.

  • They showed a scene from Almodovar's outrageous new movie.


    آنها صحنه ای از فیلم جدید افتضاح آلمودوار را نشان دادند.

  • The Coen brothers make two kinds of films: big and outrageous or small and outrageous.


    برادران کوئن دو نوع فیلم می سازند: بزرگ و ظالمانه یا کوچک و ظالمانه.

  • Mansell had become the master of the unexpected, the outrageous pass.


    منسل استاد پاس غیرمنتظره و ظالمانه شده بود.

  • The President accused the writer of an outrageous personal attack on his wife.


    رئیس جمهور نویسنده را به حمله شخصی وحشیانه به همسرش متهم کرد.

  • I've always thought it outrageous that the poor have to pay for tax cuts for the rich.


    من همیشه فکر می‌کردم ظالمانه است که فقرا باید برای کاهش مالیات برای ثروتمندان بپردازند.

example - مثال
  • outrageous behaviour


    رفتار ظالمانه

  • ‘That's outrageous!’ he protested.


    او اعتراض کرد: این ظالمانه است!

  • She says the most outrageous things sometimes.


    او گاهی اوقات زشت ترین چیزها را می گوید.

  • outrageous clothes


    لباس های ظالمانه

  • She thought it absolutely outrageous that he should be promoted over her.


    او فکر می کرد که کاملاً ظالمانه است که او باید در مقابل او ارتقا یابد.

  • How can politicians get away with making such outrageous statements?


    سیاستمداران چگونه می توانند از بیان چنین اظهارات ظالمانه خودداری کنند؟

  • The judge criticized the outrageous greed of some of the bankers.


    قاضی از طمع ظالمانه برخی از بانکداران انتقاد کرد.

  • It is outrageous that these buildings remain empty while thousands of people have no homes.


    خالی ماندن این ساختمان ها در حالی که هزاران نفر خانه ندارند، ظالمانه است.

  • These prices are just outrageous (= much too high).


    این قیمت ها فقط ظالمانه هستند (= خیلی زیاد).

  • outrageous clothes/behaviour


    لباس/رفتار ظالمانه

  • an outrageous character


    یک شخصیت ظالمانه

  • He made outrageous claims.


    او ادعاهای ظالمانه ای را مطرح کرد.

  • By all evidence outrageously bad dreams are a universal human experience (= an experience had by everyone).


    بر اساس همه شواهد، رویاهای بسیار بد یک تجربه جهانی انسانی است (= تجربه ای که همه داشته اند).

synonyms - مترادف
  • doubtful


    مشکوک

  • dubious


    بیش از اندازه

  • excessive


    مسرف

  • extravagant


    غیر قابل قبول

  • implausible


    مضحک

  • preposterous


    سوال برانگیز

  • questionable


    باور نکردنی

  • unbelievable


    غیرمتقاعدکننده

  • unconvincing


    بعید


  • دارای جزئیات - بسیط

  • elaborate


    بیش از حد


  • بیش از حد دراماتیک

  • overdone


    مسخره - مضحک

  • overdramatic


    پر شور بریتانیا

  • ridiculous


    ایالات متحده را هیجان زده کرد

  • sensationalisedUK


    باد کرده

  • sensationalizedUS


    اغراق شده

  • inflated


    دیوانه

  • overstated


    دور از ذهن


  • بلند پرواز

  • far-fetched


    بسیار غیر محتمل

  • high-flown


    بسیار رنگی


  • خیلی زیاد

  • highly coloured


    خارج از محدوده


  • خارق العاده

  • out of bounds


    خیالی

  • fantastic


    عجیب و غریب

  • fanciful


    چرند

  • outlandish


  • bizarre


  • absurd


antonyms - متضاد
  • realistic


    واقع بین

  • credible


    معتبر


  • ارزان

  • delightful


    لذت بخش

  • economical


    مقرون به صرفه


  • خوب

  • low


    کم

  • magnificent


    باشکوه

  • pleasing


    خوش


  • معقول

  • sensible


    فوق العاده


  • نجیب

  • decent


    قابل احترام


  • دلپذیر

  • respectable


    قابل قبول

  • pleasant


    اخلاقی

  • acceptable


    مناسب


  • به ظاهر


  • غیر توهین آمیز

  • seemly


    ایالات متحده محترم

  • inoffensive


    محترم انگلستان

  • honorableUS


    نوع

  • honourableUK


    قابل تحسین


  • خفیف

  • admirable


    خالص

  • mild


    بی آسیب


  • ظریف

  • innocuous


    دوست داشتنی ایالات متحده

  • delicate


    ملایم

  • likableUS


  • gentle


لغت پیشنهادی

blunted

لغت پیشنهادی

baiter

لغت پیشنهادی

devotes