overheating

base info - اطلاعات اولیه

overheating - گرم شدن بیش از حد

noun - اسم

/ˌəʊvərˈhiːtɪŋ/

UK :

/ˌəʊvəˈhiːtɪŋ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [overheating] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • The building features light-coloured materials to prevent overheating.


    این ساختمان دارای موادی با رنگ روشن است که از گرمای بیش از حد جلوگیری می کند.

  • The bank is concerned about overheating in the housing market.


    نگرانی بانک از گرمای بیش از حد در بازار مسکن.

  • The central bank has raised interest rates in an attempt to prevent overheating and recession.


    بانک مرکزی در تلاش برای جلوگیری از گرمای بیش از حد و رکود، نرخ بهره را افزایش داده است.

synonyms - مترادف

  • حرارت

  • warmth


    گرما

  • warmness


    گرمی

  • feverishness


    تب

  • sweatiness


    عرق کردن

  • hotness


    چسبندگی

  • stickiness


    درجه حرارت بالا


  • متورم

  • swelter


    آتش سوزی

  • fieriness


    سوزش

  • torridness


    وحشتناکی

  • torridity


    رشته ای

  • incandescence


    fervorUS

  • fervorUS


    اعتبار

  • calidity


    درجه حرارت


  • بزرگی

  • incalescence


    نامنویسی

  • calefaction


    موج گرما

  • sultriness


    روزهای سگ

  • heatwave


    طلسم داغ

  • fever


    آب و هوای گرم

  • dog days


    fervourUK

  • hot spell


    معتدل بودن


  • مومیایی

  • fervourUK


    تلطیف

  • temperateness


    ولرم بودن

  • balminess


    اقلیم

  • tepidity


  • tepidness


  • lukewarmness



antonyms - متضاد
  • freshness


    خنکی

لغت پیشنهادی

adjacency

لغت پیشنهادی

magical

لغت پیشنهادی

receivables