paints

base info - اطلاعات اولیه

paints - رنگ می کند

N/A - N/A

https://dictionary.cambridge.orgN/A

UK :

https://dictionary.cambridge.orgN/A

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paints] در گوگل
description - توضیح
  • tubes or dry blocks of a coloured substance used for painting pictures


    لوله ها یا بلوک های خشک از یک ماده رنگی که برای نقاشی کردن تصاویر استفاده می شود

  • tubes of paint or blocks of dried paint used for making pictures


    لوله های رنگ یا بلوک های رنگ خشک شده که برای ساختن تصاویر استفاده می شود

  • a set of oil paints


    مجموعه ای از رنگ روغن

example - مثال
  • oil paints


    رنگ روغن

  • She usually uses acrylic paints.


    او معمولا از رنگ های اکریلیک استفاده می کند.

  • Later she switched from oils to acrylic paints.


    بعداً او از رنگ روغن به رنگ های اکریلیک روی آورد.

  • She taught herself to paint after her partner bought her a set of watercolour paints for Christmas one year.


    او پس از اینکه شریک زندگی‌اش یک سال برای کریسمس مجموعه‌ای از رنگ‌های آبرنگ برای او خرید، نقاشی را به خود آموخت.

  • These paints are made by hand in a small shop in New York.


    این رنگ ها با دست در یک مغازه کوچک در نیویورک ساخته می شوند.

  • She keeps her paints in the cupboard.


    رنگ هایش را در کمد نگه می دارد.

  • Charlotte gave me a beautiful set of paints.


    شارلوت یک مجموعه رنگ زیبا به من داد.

  • There are paints, brushes, and a mixing palette in the kit.


    رنگ، قلم مو، و یک پالت مخلوط در کیت وجود دارد.

synonyms - مترادف
  • stains


    لکه ها

  • colorsUS


    colorUS

  • tinges


    رنگ ها

  • coloursUK


    colorsUK

  • tints


    تنتور

  • tinctures


    رنگدانه ها

  • pigments


    سایه ها

  • shades


    نقاشی می کند

  • bepaints


    شستشو می دهد

  • washes


    اسپری ها

  • sprays


    کت ها

  • coats


    براق کننده ها

  • dyes


    پوشش می دهد

  • glosses


    دیستمپرها

  • covers


    ایربراش ها

  • distempers


    سفید می کند

  • airbrushes


    برس ها

  • whitewashes


    زیر کت ها

  • brushes


    لمس می کند

  • undercoats


    براق می شود

  • touches up


    سیلی می زند

  • glosses over


    رنگ را اعمال می کند

  • slaps on


    کت می پوشد

  • applies paint to


    برجسته می کند

  • puts on coats


    فلاش می کند

  • highlights


    قرمز می شود

  • flushes


    رگ. نوار

  • reddens


    روژها

  • streaks


    اشباع می کند

  • rouges


  • impregnates


antonyms - متضاد
  • decolorizes


    رنگ زدایی می کند

  • reveals


    آشکار می کند

  • strips


    نوارها

  • uncovers


    سفید می کند

  • whitens


    بلانچ ها

  • blanches


    محو می شود

  • fades


    سفید کننده ها

  • bleaches


    رنگ پریده

  • pales


    کسل کننده

  • dulls


لغت پیشنهادی

arthritic

لغت پیشنهادی

bandana

لغت پیشنهادی

phoenix