pantheon

base info - اطلاعات اولیه

pantheon - پانتئون

noun - اسم

/ˈpænθiɑːn/

UK :

/ˈpænθiən/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pantheon] در گوگل
description - توضیح

  • همه خدایان یک قوم یا ملت خاص


  • گروهی از افراد مشهور و مهم

  • a religious building that is built in honour of all gods


    یک ساختمان مذهبی که به افتخار همه خدایان ساخته شده است


  • گروه کوچکی از افرادی که در حوزه فعالیت خاص خود مشهورترین، مهم ترین و تحسین برانگیزترین افراد هستند

  • Louise had many alliances, a pantheon of friends.


    لوئیز اتحادهای زیادی داشت، مجموعه ای از دوستان.

  • A Celtic pantheon of gods whirled about my head and I may have got them a bit mixed up here.


    پانتئون سلتیکی از خدایان دور سرم می چرخید، و ممکن است در اینجا کمی آنها را قاطی کرده باشم.

  • This goddess survived little changed into the classical pantheon.


    این الهه با تغییر کمی در پانتئون کلاسیک زنده ماند.

  • How far the other goddesses in the Minoan pantheon were separate independent deities is very hard to tell.


    تشخیص اینکه تا چه حد الهه های دیگر در پانتئون مینوی خدایان مستقل جداگانه ای بودند بسیار سخت است.

  • a great album that guarantees her place in the pantheon of jazz singers


    یک آلبوم عالی که جایگاه او را در پانتئون خوانندگان جاز تضمین می کند

  • Andrews again in 1978, and Nicklaus won again the townspeople decided that he had earned his place in the pantheon.


    اندروز دوباره در سال 1978، و نیکلاوس دوباره برنده شد، مردم شهر تصمیم گرفتند که او جایگاه خود را در پانتئون به دست آورده است.

  • Given the hate-love appeal of the Cowboys, the audience could move into the pantheon of the 10 most-watched games.


    با توجه به جذابیت نفرت-عشق کابوی ها، مخاطبان می توانند وارد پانتئون 10 بازی پربیننده شوند.

  • What are the rules of admission to the pantheon?


    قوانین ورود به پانتئون چیست؟

  • Tech-Green had mourned his passing with hysterical fervour; no one had replaced him in their pantheon.


    Tech-Green با شور و حرارت هیستریک درگذشت او را سوگوار کرده بود. هیچ کس جایگزین او در پانتئون خود نشده بود.

example - مثال
  • the ancient Egyptian pantheon


    پانتئون مصر باستان

  • She has won her place in the pantheon of popular culture.


    او جایگاه خود را در پانتئون فرهنگ عامه به دست آورده است.

  • Don't you agree that Malcolm X definitely has a place in the pantheon of black civil rights heroes?


    آیا موافق نیستید که مالکوم ایکس قطعاً جایی در پانتئون قهرمانان سیاهپوست حقوق مدنی دارد؟

synonyms - مترادف
  • temple


    معبد

  • shrine


    زیارتگاه


  • کلیسا

  • tabernacle


    خیمه

  • chapel


    نمازخانه

  • sanctuary


    جایگاه مقدس

  • cathedral


    کلیسای جامع

  • synagogue


    کنیسه

  • mosque


    مسجد

  • kirk


    کرک


  • خانه

  • pagoda


    بتکده


  • مکان مقدس

  • place of worship


    محل عبادت

  • house of God


    خانه خدا


  • خانه نماز

  • altar


    محراب

  • chancel


    کانکس

  • house of worship


    عبادتگاه

  • sanctum


    پناهگاه

  • minster


    وزیر

  • sacrarium


    ساکراریوم

  • sanctorium


    بازیلیکا

  • basilica


    شول

  • shul


    صومعه

  • abbey


    بیتال

  • bethel


    محله

  • parish


    مقدس از مقدسات

  • holy of holies


    sanctum sanctorum

  • sanctum sanctorum


    سخنوری

  • oratory


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

washy

لغت پیشنهادی

actor

لغت پیشنهادی

stat