petrol

base info - اطلاعات اولیه

petrol - بنزین

noun - اسم

/ˈpetrəl/

UK :

/ˈpetrəl/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [petrol] در گوگل
description - توضیح
  • a liquid obtained from petroleum that is used to supply power to the engine of cars and other vehicles


    مایعی که از نفت به دست می آید و برای تامین نیروی موتور خودروها و سایر وسایل نقلیه استفاده می شود

  • a liquid obtained from petroleum, used especially as a fuel for cars and other vehicles


    مایعی که از نفت به دست می آید و به ویژه به عنوان سوخت خودروها و سایر وسایل نقلیه استفاده می شود

  • gas


    گاز

  • It was seven miles away and petrol was still rationed.


    هفت مایل دورتر بود و بنزین هنوز جیره بندی شده بود.

  • He was conscious of feeling cold in the van and of the unpleasant smell of petrol.


    او از احساس سرما در وانت و بوی نامطبوع بنزین آگاه بود.

  • The stench of petrol urged them on.


    بوی تعفن بنزین آنها را وادار کرد.

  • At Carcassonne she found she was running out of her precious petrol coupons.


    در کارکاسون متوجه شد که کوپن های بنزین گرانبهایش تمام می شود.

  • The defendants were held to have been negligent in selling the child the petrol but the child was not contributorily negligent.


    متهمان در فروش بنزین به کودک سهل انگاری کرده اند اما کودک سهل انگاری نکرده است.

example - مثال
  • to fill a car up with petrol


    برای پر کردن یک ماشین از بنزین

  • to run out of petrol


    تا بنزین تمام شود

  • The car has a 2-litre petrol engine.


    این خودرو دارای موتور 2 لیتری بنزینی است.

  • the petrol tank of a car


    باک بنزین ماشین

  • An increase in petrol prices will lead to severe difficulties for the company.


    افزایش قیمت بنزین مشکلات شدیدی را برای این شرکت به همراه خواهد داشت.

  • leaded/unleaded petrol


    بنزین سرب/بدون سرب

  • Can you smell petrol?


    بوی بنزین به مشام می رسد؟

  • My car runs on unleaded petrol.


    ماشین من با بنزین بدون سرب کار می کند.

  • The air smelled of petrol.


    هوا بوی بنزین می داد.

  • The price of a litre of unleaded petrol has risen.


    قیمت هر لیتر بنزین بدون سرب افزایش یافت.

  • They poured petrol over the pile of rubbish and set it alight.


    روی انبوه زباله بنزین ریختند و آتش زدند.

  • We ran out of petrol and had to walk to the nearest garage.


    بنزین تمام شد و مجبور شدیم تا نزدیکترین گاراژ پیاده روی کنیم.

  • Does your car run on unleaded petrol?


    آیا ماشین شما با بنزین بدون سرب کار می کند؟

  • I've filled the car up with petrol.


    ماشینو پر از بنزین کردم

  • Make sure the lights are working the tyres are inflated and the petrol tank is full before setting off.


    قبل از حرکت مطمئن شوید که چراغ ها کار می کنند، لاستیک ها باد شده و باک بنزین پر است.

  • a petrol tank/pump/station


    یک مخزن / پمپ / ایستگاه بنزین

  • lead-free/unleaded/high-octane petrol


    بنزین بدون سرب/بدون سرب/بنزین با اکتان بالا

  • I'm a bit low on (= I don't have much) petrol.


    من مقداری بنزین کم دارم (= زیاد ندارم).

  • The family spends a combined total of about €30 a week on petrol.


    خانواده در مجموع حدود 30 یورو در هفته برای بنزین خرج می کنند.

  • petrol prices/tax/duty


    قیمت بنزین / مالیات / عوارض

synonyms - مترادف
  • gas


    گاز

  • gasoline


    گازوئیل


  • آب میوه


  • سوخت

  • oil


    روغن

  • petroleum


    نفت


  • طلای سیاه

  • Texas Tea


    چای تگزاس

  • crude


    خام

  • crude oil


    نفت خام


  • نفت سنگ

  • fossil oil


    نفت فسیلی


  • روغن زغالسنگ

  • diesel fuel


    سوخت دیزلی

  • propellant


    پیشران

  • gasohol


    گازوئل

  • hydrocarbon


    هیدروکربن

  • kerosene


    نفت سفید

  • naphtha


    نفتا

  • fossil fuel


    سوخت فسیلی


  • گاز طبیعی

antonyms - متضاد
  • renewable energy


    انرژی تجدید پذیر

  • geothermal power


    انرژی زمین گرمایی

  • hydroelectricity


    برق آبی

  • renewable resource


    منبع قابل تجدید


  • انرژی خورشیدی


  • نیروی خورشیدی


  • قدرت موج


  • قدرت باد

لغت پیشنهادی

orbiter

لغت پیشنهادی

textiles

لغت پیشنهادی

deadening