preacher

base info - اطلاعات اولیه

preacher - واعظ

noun - اسم

/ˈpriːtʃər/

UK :

/ˈpriːtʃə(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preacher] در گوگل
description - توضیح

  • کسی که در یک مکان عمومی، به ویژه در یک کلیسا، در مورد یک موضوع مذهبی صحبت می کند


  • شخصی که معمولاً یک کشیش یا وزیر است که سخنرانی مذهبی دارد


  • شخصی که سخنرانی مذهبی دارد، به ویژه کسی که کارش انجام این کار است

  • They could have been greengrocers, insurance salesmen, buggy repairmen, schoolteachers, congressmen or even preachers as much as criminals.


    آنها می توانستند سبزی فروشان، فروشندگان بیمه، تعمیر کالسکه ها، معلمان مدرسه، نمایندگان کنگره یا حتی واعظ به اندازه مجرمان باشند.

  • There are so many great preachers there.


    واعظان بزرگ زیادی در آنجا هستند.

  • He was born in Limavady in 1839, the son of a Methodist preacher, William Guard.


    او در سال 1839 در لیماوادی، پسر یک واعظ متدیست، ویلیام گارد، به دنیا آمد.

  • For years marginal radio stations paid the rent with late-night or Sunday-morning preacher shows, which they aired for cash up front.


    برای سال‌ها، ایستگاه‌های رادیویی حاشیه‌ای اجاره‌بها را با نمایش‌های واعظی آخر شب یا صبح یکشنبه پرداخت می‌کردند، که آن‌ها را با پول نقد پخش می‌کردند.

  • They give point to the cries of the preachers for repentance, conversion, and return to the old religion.


    آنها به فریاد واعظان برای توبه، تغییر دین و بازگشت به آیین قدیمی اشاره می کنند.

  • Vanity, all is vanity, saith the preacher.


    واعظ می گوید غرور، همه باطل است.

  • The preacher turned his volume up.


    واعظ صدایش را زیاد کرد.

example - مثال
  • a preacher famous for her inspiring sermons


    واعظی که به خاطر موعظه های الهام بخشش مشهور است

  • a lay preacher (= who is not a priest etc. but who has been trained to give religious talks)


    یک واعظ غیر روحانی (= که کشیش نیست و غیره، اما برای ایراد سخنرانی های مذهبی آموزش دیده است)

  • He was a radical preacher who inspired peasants to rebel.


    او یک واعظ تندرو بود که الهام بخش دهقانان برای شورش بود.

  • His father was an itinerant Methodist preacher.


    پدرش یک واعظ متدیست دوره گرد بود.

  • a Southern hellfire preacher


    یک واعظ آتش جهنم جنوبی

  • a charismatic TV preacher


    یک واعظ کاریزماتیک تلویزیونی

  • a training institute for imams and preachers


    موسسه تربیت ائمه و وعاظ

synonyms - مترادف

  • وزیر


  • کشیش

  • cleric


    روحانی

  • ecclesiastic


    کلیسایی

  • reverend


    بزرگوار

  • divine


    الهی

  • pastor


    کلیسا

  • churchman


    معاون

  • vicar


    سلطه

  • parson


    پدر

  • clergyman


    مبشر

  • dominie


    شماس

  • padre


    منشی

  • evangelist


    بانوی روحانی

  • deacon


    مبلغ

  • clerk


    زن کلیسایی

  • clergywoman


    کرکمن

  • missionary


    جوسر

  • clerical


    prolytiserUK

  • churchwoman


    تبلیغ کننده آمریکا

  • kirkman


    احیاگر

  • josser


    جنگجوی صلیبی

  • clergyperson


    رسول

  • proselytiserUK


    خطبه خوان

  • proselytizerUS


    انجیلی

  • revivalist


    مبشر تلویزیون

  • crusader


  • apostle


  • sermonizer


  • evangelical


  • televangelist


antonyms - متضاد
  • layman


    شخص غیر روحانی

  • layperson


    فرد عامی

  • secular


    سکولار

  • parishioner


    اهل محله

  • laic


    لایک

  • member of the congregation


    عضو جماعت

  • laywoman


    زن غیر روحانی

  • believer


    مومن

  • proselyte


    مسیحی

  • neophyte


    کاراموز

  • follower


    دنباله رو

  • unordained person


    شخص نامشخص

  • nonbeliever


    بی اعتقاد

  • laity


    غیر روحانی

  • priestess


    کشیش

  • non-Christian


    غیر مسیحی

لغت پیشنهادی

body

لغت پیشنهادی

awaken

لغت پیشنهادی

rink