precautionary

base info - اطلاعات اولیه

precautionary - احتیاط

adjective - صفت

/prɪˈkɔːʃəneri/

UK :

/prɪˈkɔːʃənəri/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [precautionary] در گوگل
description - توضیح
  • done in order to prevent something dangerous or unpleasant from happening


    به منظور جلوگیری از اتفاق خطرناک یا ناخوشایند انجام می شود

  • intended to prevent something unpleasant or dangerous from happening


    به منظور جلوگیری از اتفاق ناخوشایند یا خطرناک


  • انجام می شود یا برای محافظت از یک شخص یا چیز در برابر چیزی خطرناک یا مضر استفاده می شود

  • The Communist moves then however were largely precautionary.


    با این حال، تحرکات کمونیستی در آن زمان عمدتاً پیشگیرانه بود.

  • But the decision to give antibiotics to Yeltsin may have been precautionary and not indicative of his condition.


    اما تصمیم به دادن آنتی بیوتیک به یلتسین ممکن است پیشگیرانه بوده و نشان دهنده وضعیت او نباشد.

  • Ansah was carried off with concussion at Luton on Saturday, but had a precautionary brain scan and reported fit this morning.


    انسا روز شنبه با ضربه مغزی در لوتون منتقل شد، اما یک اسکن احتیاطی مغز انجام شد و امروز صبح اعلام شد که حالش خوب است.

  • The seasoned fighter would be well aware of this and would take precautionary counter-measures.


    جنگنده باتجربه به خوبی از این موضوع آگاه بوده و اقدامات متقابل پیشگیرانه را انجام خواهد داد.

  • It can be argued that rates of interest may also influence the precautionary demand.


    می توان استدلال کرد که نرخ بهره نیز ممکن است بر تقاضای احتیاطی تأثیر بگذارد.

  • The precautionary principle was one of many sparks that ignited protests during the World Trade Organisation meetings in Seattle last year.


    اصل احتیاط یکی از جرقه‌هایی بود که سال گذشته در نشست‌های سازمان تجارت جهانی در سیاتل اعتراض‌ها را برانگیخت.

  • Unfortunately the very live bat bit back and Osbourne underwent a painful series of precautionary rabies injections.


    متأسفانه، خفاش زنده گاز گرفت و آزبورن تحت یک سری تزریق های احتیاطی هاری قرار گرفت.

example - مثال
  • He was kept in the hospital overnight as a precautionary measure.


    او به عنوان یک اقدام احتیاطی یک شب در بیمارستان بستری شد.

  • The company has withdrawn the drug as a precautionary measure.


    این شرکت به عنوان یک اقدام احتیاطی دارو را کنار گذاشته است.

  • Hospital staff are stressing the tests are purely precautionary and say the chances of anyone catching the disease are a million to one.


    کارکنان بیمارستان تاکید می‌کنند که این آزمایش‌ها صرفاً احتیاطی است و می‌گویند احتمال ابتلای هر کسی به این بیماری یک میلیون به یک است.

  • As a precautionary measure she moved her money to another account.


    او برای احتیاط پول خود را به حساب دیگری منتقل کرد.

synonyms - مترادف
  • preventative


    پیشگیرانه

  • preventive


    محافظ

  • protective


    ایمنی


  • پیشگیری کننده

  • prophylactic


    احتیاط

  • precautional


    پیش بینی کننده

  • anticipatory


    هشدار دهنده

  • cautionary


    متقابل

  • counteractive


    دفاعی


  • بازدارنده

  • deterrent


    فعال

  • preemptive


    انسدادی

  • proactive


    مسدود کردن

  • pre-emptive


    دفاع کردن

  • obstructive


    محدود کننده

  • inhibitory


    مهار کردن

  • preclusive


    محدود کردن

  • blocking


    مهار. مانع شدن

  • defending


    مانع

  • restrictive


  • restraining


  • constraining


  • limiting


  • inhibiting


  • hindering


antonyms - متضاد
  • remedial


    اصلاحی

  • fixative


    ثابت کننده

  • corrective


    درمانی

  • curative


    مقابله کردن

  • counteracting


    درمان

  • amendatory


    متقابل

  • reformative


    تعمیر

  • reformatory


    اصلاح

  • remedying


    تسکین دهنده

  • counteractive


  • repairing


  • rectifying


  • alleviative


لغت پیشنهادی

adolf

لغت پیشنهادی

irrevocably

لغت پیشنهادی

substrate