ترجمه
حذف

prepare

آماده کردن

verb

فعل

UK : prɪˈpeər

US : prɪˈper

google image of prepare

prepare image / تصویر
prepare image / تصویر
prepare image / تصویر
prepare image / تصویر
prepare image / تصویر

Description of prepare

SENTENCE of prepare

  • I was busily preparing for their arrival.

  • مشغول آماده شدن برای ورودشان بودم.

  • The sixth-form students are preparing to take their A levels.

  • دانش آموزان کلاس ششم در حال آماده شدن برای گرفتن سطوح A خود هستند.

  • I don`t think you appreciate how much time I spent preparing this meal.

  • فکر نمی‌کنم قدردان این باشید که چقدر برای تهیه این غذا صرف کردم.

  • Flushed with success after their surprise win against Italy. Belgium are preparing for Saturday`s game against Spain.

  • پس از پیروزی غافلگیرکننده آنها مقابل ایتالیا، با موفقیت سرخ شدند. بلژیک خود را برای بازی روز شنبه مقابل اسپانیا آماده می کند.

  • I hadn`t prepared a speech so I just said a few words off the cuff.

  • من سخنرانی آماده نکرده بودم، بنابراین فقط چند کلمه از سرآستین گفتم.

  • opposite of

  • rearrange

  • تنظیم مجدد

  • adjust

  • تنظیم کنید

  • alter

  • تغییر دهید

  • change

  • تغییر دادن

  • move

  • حرکت

  • order

  • سفارش

  • readjust

  • تنظیم مجدد

  • reconstruct

  • بازسازی

  • redispose

  • دوباره دور ریختن

  • redistribute

  • توزیع مجدد

  • rejig

  • rejig

  • relocate

  • نقل مکان

  • reorder

  • دوباره سفارش دهید

  • reorganiseUK

  • سازماندهی مجدد انگلستان

  • reorganizeUS

  • سازماندهی مجدد ایالات متحده

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی