probe

base info - اطلاعات اولیه

probe - پویشگر

noun - اسم

/prəʊb/

UK :

/prəʊb/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [probe] در گوگل
description - توضیح

  • سوال پرسیدن برای یافتن چیزهایی، به ویژه چیزهایی که دیگران نمی خواهند شما بدانید


  • به دنبال چیزی یا بررسی چیزی با استفاده از یک شی نازک بلند

  • a long thin metal instrument that doctors and scientists use to examine parts of the body


    یک ابزار فلزی نازک بلند که پزشکان و دانشمندان از آن برای بررسی قسمت‌های بدن استفاده می‌کنند

  • a space probe


    یک کاوشگر فضایی


  • تحقیقی که در آن سوالات زیادی برای کشف حقیقت در مورد چیزی پرسیده می شود

  • a very thorough examination of something that has happened


    بررسی بسیار دقیق چیزی که اتفاق افتاده است


  • پرسیدن سوالات بسیار دقیق برای یافتن چیزی، به خصوص چیزهایی که مردم نمی خواهند شما بدانید


  • تلاش برای کشف اطلاعاتی که دیگران نمی‌خواهند شما بدانید، با پرسیدن دقیق و نه مستقیم سوالات


  • بررسی چیزی با ابزار مخصوصاً برای یافتن چیزی که پنهان است

  • an attempt to discover information by asking a lot of questions


    تلاش برای کشف اطلاعات با پرسیدن سوالات زیاد


  • ابزار فلزی دراز و نازکی که پزشکان برای معاینه درون فردی از آن استفاده می کنند


  • وسیله ای که برای آزمایش یا ثبت اطلاعات در داخل چیزی قرار می گیرد


  • جستجو کردن یا بررسی چیزی


  • بررسی چیزی با ابزار، بررسی آن است


  • یک معاینه دقیق و دقیق

  • A probe is also a long thin tool used by doctors in medical examinations or operations.


    پروب همچنین ابزاری بلند و نازک است که توسط پزشکان در معاینات پزشکی یا عملیات استفاده می شود.

  • the process of asking questions and examining facts in a situation often in order to discover information that someone may be hiding


    فرآیند پرسیدن سؤالات و بررسی حقایق در یک موقعیت، اغلب به منظور کشف اطلاعاتی که ممکن است کسی پنهان کرده باشد.

  • to try to discover information about a situation by asking questions and examining facts


    تلاش برای کشف اطلاعات در مورد یک موقعیت با طرح سوال و بررسی حقایق

  • The expected report from Mission Control had still not arrived; this might be the moment to do a little tactful probing.


    گزارش مورد انتظار از سوی کنترل ماموریت هنوز نرسیده بود. این ممکن است لحظه ای باشد که کمی کاوش با درایت انجام دهیم.

  • The eyes were intently probing - a remembered deep dark blue.


    چشم ها به شدت در حال بررسی بودند - آبی تیره و عمیق به یاد ماندنی.

  • The Secretary of State is probing claims of election fraud.


    وزیر امور خارجه در حال بررسی ادعاهای تقلب در انتخابات است.

  • Reporters began probing for more information.


    خبرنگاران برای کسب اطلاعات بیشتر شروع به بررسی کردند.

  • I have profited from their probing into the functions such stories might serve.


    من از بررسی آنها در مورد کارکردهایی که چنین داستان هایی ممکن است انجام دهند، سود برده ام.

  • I'm tired of the doctors poking and probing me with needles and tubes.


    من از اینکه پزشکان با سوزن و لوله به من می پردازند خسته شده ام.

  • The guarding infantry probed the area but encountered nothing.


    پیاده نظام نگهبان منطقه را مورد بررسی قرار داد اما به چیزی برخورد نکرد.

  • Cars streamed along the Embankment, their headlamps probing the dusk; a barge slapped its way along the shimmering river.


    ماشین‌ها در امتداد خاکریز جریان داشتند و چراغ‌های جلوشان غروب را بررسی می‌کرد. یک بارج در امتداد رودخانه درخشان به راه افتاد.

  • His eyes swept from side to side probing the edges of the darkness.


    چشمانش از این سو به آن سو می چرخید و لبه های تاریکی را جستجو می کرد.

  • Andrea was too distraught to speak as police probed the tragedy at Gabalfa, Cardiff, yesterday.


    در حالی که پلیس دیروز در حال بررسی تراژدی در گابالفا، کاردیف بود، آندریا آنقدر مضطرب بود که نمی توانست صحبت کند.

  • The press have been criticised for probing too deeply into the actor's private life.


    مطبوعات به دلیل کاوش عمیق در زندگی خصوصی این بازیگر مورد انتقاد قرار گرفته اند.

example - مثال

  • تحقیقات پلیس در مورد امور مالی شرکت

  • Arson probe after three die at home.


    کاوش آتش سوزی پس از مرگ سه نفر در خانه.

  • The interviewer probed deep into her private life.


    مصاحبه کننده عمیقاً در زندگی خصوصی او تحقیق کرد.

  • Detectives questioned him for hours, probing for any inconsistencies in his story.


    کارآگاهان ساعت‌ها از او بازجویی کردند و هر گونه تناقض در داستانش را بررسی کردند.

  • The article probes (= tries to describe and explain) the mysteries of nationalism in modern Europe.


    مقاله به بررسی (= سعی در توصیف و توضیح) اسرار ملی گرایی در اروپای مدرن می پردازد.

  • They probed in/into the mud with a special drill.


    آنها با مته مخصوص در گل و لای کاوش کردند.

  • an FBI probe into corruption


    تحقیقات FBI در مورد فساد

  • a Justice Department probe into the Democrats' fund raising


    تحقیقات وزارت دادگستری در مورد جمع آوری بودجه دموکرات ها

  • Investigators are probing into new evidence in the case.


    بازرسان در حال بررسی شواهد جدید در این پرونده هستند.

  • Using a special instrument the doctor probed the wound for the bullet.


    پزشک با استفاده از ابزار مخصوص، محل زخم را برای یافتن گلوله مورد بررسی قرار داد.

  • The probe explored allegations of corruption in the police department.


    این تحقیقات به بررسی اتهامات فساد در اداره پلیس پرداخت.

  • Alarm bells rang around the City after the investment bank revealed it had widened its accounting probes.


    پس از اینکه بانک سرمایه گذاری فاش کرد که تحقیقات حسابداری خود را گسترش داده است، زنگ خطر در اطراف شهر به صدا درآمد.

  • The fund manager was arrested following a probe into alleged corruption.


    مدیر صندوق پس از تحقیقات به اتهام فساد مالی دستگیر شد.

  • The Swiss Banking Commission is conducting a probe into possible insider dealing.


    کمیسیون بانکی سوئیس در حال انجام تحقیقاتی در مورد معاملات داخلی احتمالی است.

  • High-end investors began to probe into the fund's performance and demanded better returns.


    سرمایه گذاران سطح بالا شروع به بررسی عملکرد صندوق کردند و خواستار بازدهی بهتر شدند.

  • He says the problems prompted him as a journalist to probe deeper, even after the issues disappeared from the media.


    او می‌گوید که مشکلات او را به عنوان یک روزنامه‌نگار وادار کرد که حتی پس از ناپدید شدن این مسائل از رسانه‌ها، عمیق‌تر تحقیق کند.

synonyms - مترادف
  • poke


    بهم زدن

  • prod


    تولید


  • احساس کنید


  • اطراف را احساس کن

  • tap


    ضربه زدن


  • قلم مو

  • pat


    سکته


  • چراندن

  • graze


    رسیدگی


  • مالیدن

  • rub


    شست

  • thumb


    تکان دادن

  • nudge


    به آرامی فشار دهید

  • press lightly


    برس در مقابل


  • لمس کردن

  • palpate


    دمدمی مزاج

  • frisk


    نخل

  • dab


    برخورد کردن


  • کمانچه با

  • impinge upon


    دست دراز کن

  • fiddle with


    مالش در برابر


  • تماس بگیرید


  • مسواک زدن در برابر


  • اسباب بازی با


  • انگشت را روی آن بگذار


  • دستکاری کردن


  • انگشت

  • manipulate


    پنجه

  • osculate



  • paw


antonyms - متضاد

  • پاسخ


  • چشم پوشی

  • misunderstand


    سوء تفاهم


  • بی توجهی

  • neglect


    نادیده گرفتن


  • فراموش کردن

  • disregard


    پاسخ دادن


  • پیدا کردن


  • جست و خیز کردن


  • از دست دادن

  • skip


    حذف کردن


  • اجتناب کردن

  • omit


    تخفیف


  • میان بر

  • discount


    اجتناب کنید

  • bypass


    نگاه مختصر انداختن

  • shun


    شانه بالا انداختن


  • رد


  • بی خیال


  • بی توجه

  • unmind


    رد کردن

  • unheed


    طفره رفتن


  • هجوم بردن

  • evade


    کنار گذاشتن


  • لاغر کردن


  • اعتماد گرفتن

  • skim over


    رها کردن


  • روگذر


  • عبور

  • overpass



لغت پیشنهادی

sitcoms

لغت پیشنهادی

cruel

لغت پیشنهادی

environs